خانه - فقه سیاسی - یادداشت سیاسی - معرفی اسلام ناب (تشیع) در همایش رجو امیلیا – ایتالیا

معرفی اسلام ناب (تشیع) در همایش رجو امیلیا – ایتالیا

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم. متن ارائه شده در همایش معرفی تشیع در شمال ایتالیا با میزبانی جوانان اهل سنت در شهر رجو امیلیا

تعریف دین

ما در جهانی با انواع موجودات آفریده شده ایم. ما موجودی کامل نیستیم و نیازمند رشد و تکامل هستیم. این کمال، «مدیون» وجود موجودات دیگر و نیز ارتباطاتی ویژه با آن موجودات است.

«دین» از ریشه عربی «دَین» است؛ دَین به معنای وام داشتن و بدهی ای است که برای رسیدن به مطلوب خود، به آن نیاز داریم. به کسی که وام می دهد و نیاز ما را برطرف می کند، «دائن» گویند و به کسی که وام می گیرد، «مدیون» گویند. دیّان یعنی کسی که نیازهای اصلی ما را بر طرف می کند و «مدین» و «مدینه» یعنی فرد (عبد و کنیز) یا مجموعه ای (شهر) که کمال و سعادتش در گرو امام (دیّان) است: «یوْمَ نَدْعُوا کلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ‏» اسراء، ۷۱. روز قیامت که هر مردمی را با امام شان فرا می خوانیم امام مقامی برتر از نبوت است که به امر خداوند تعین بشود و حتی کسی مثل حضرت ابراهیم هم حق ندارد از طرف خودش امام را انتخاب کند: «وَ إِذِ ابْتَلی‏ إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُک‏ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیتی‏ قالَ لا ینالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ» بقره، ۱۲۴. چنین امامی، از سوی خود نمی تواند اقدام به هدایت کند و هدایت او باید الهی و به امر الهی باشد: «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّهً یهْدُونَ بِأَمْرِنا»: انبیاء، ۷۳.

امام هر فرد یا هر مجموعه و شهری، همانند راننده هواپیمایی است که افراد را به کعبه یا بتخانه می برد. بنابراین اگر کسی نتواند امام حق را بیابد، زندگی و مرگش دچار جاهلیت می شود: «مَن مات و لم یَعرف أمام زمانه مات میتهً جاهلیهً».

دَین «مصدر» است و به معنای نیازمند بودن به چیزی است و دین «اسم» آن و به معنای «نیاز» است. پس هر چیزی که نیاز ما برای رسیدن به سعادت است، یکی از مصادیق دین ما است؛ بنابراین خود خداوند عنصر اصلی دین ما است، چنان که اعتقاد به خداوند نیز، بخشی از دین است.

تعریف اسلام

اسلام از ریشه «سلم» است و سلم به معنای سالم و درست بودن است و اسلام[۱] یعنی هر چیزی که سبب سالم سازی و درست کردن اموری است که یا ناسالم شده است و یا در معرض ناسالم شدن قرار دارد.

خداوند خودش سلام یعنی درستی و بایستگی است و جهان را نیز سالم آفریده است؛ ولی موجودات این جهان سالم، باید بر اساس ضوابط و ویژگی های خود و دیگر موجودات، با هم ارتباطاتی بگیرند تا به کمال برسند و ناسالم و فاسد نشوند.

معرفی تشیع

تشیع فرقه ای از اسلام نیست، بلکه خود را اسلام ناب می داند. اسلامی که امامش از سوی خداوند «جعل» می شود و حتی کسی مثل ابراهیم هم حق تعیین امام را ندارد. بنابراین اسلام ناب، اسلامی است که خداوند اعلام کرده است که پس از پیامبر (ص)، اهل بیت ایشان، جانشین و محور آن بوده اند نه دیگران. به همین سبب، پیامبر (ص)، مزد رسالت خود را مودت نسبت به همین اهل بیت قرار داد: «قُلْ لا أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبی‏» شوری، ۲۳. این مزد رسالت، در آیه دیگری از قرآن، «خود راه رسیدن به خداوند» معرفی شده است: «قُلْ ما أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ یتَّخِذَ إِلی‏ رَبِّهِ سَبیلاً» فرقان، ۵۷؛ یعنی اگر کسی می خواهد به خداوند برسد، باید پس از پیامبر (ص)، راه سعادت را در اهل بیت پیامبر (ص) را بجوید.

اهمیت امام به قدری است که مطابق حدیثی که طبق نظر شیعه و سنی صحیح السند است، پیامبر خدا فرموده است که «هر کس که بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است.». پس مسأله از امام زمان، مسأله ای «حیاتی» است.

تلازم خالقیت، ربوبیت تکوینی و ربوبیت تشریعی

همان گونه که می دانیم موجودات گوناگونی وجود دارند و هر موجودی هم ویژگی های خود و لذا آثار خود را دارد. مثلا نمک شور است و شکر شیرین، آب گوارا است و بنزین آتش زا، زمین جاذبه دارد و زمان می گذرد.

خداوند از آغاز تا پایان جهان را بر اساس حکمت و طرحی عالمانه آفریده است و با توجه به علم به آینده و تمام کارکردهایی که از ذره ذره و ترکیب موجودات مختلف جهان انتظار است، هر ذره ای از عالم را دارای اثر خاصی آفریده است که آن را عالم تکوین می نامیم.

سپس برای آن که هر موجودی بتواند ارتباط درستی با موجودات عالم داشته باشد و این ارتباطات کمال آفرین باشد، رابطه مطلوب هر موجودی با موجود دیگر را به موجودات نشان داده است؛ گاهی آن را به صورت خودکار در غریزه برخی موجودات نهاده است و گاه برای آنان بیان کرده است. «شرع» در عربی به معنای «برجسته کردن» و «توضیح دادن» است. بنابراین تشریع یعنی توضیح و برجسته سازی روابط مطلوب و کمالزا و روابط نامطلوب و فسادزای موجودات عالم.

بنابراین عالم تشریع هیچ چیزی جز معرفی موجودات و بیان روابط درست و نادرست بین موجودات نیست. به همین دلیل در فلسفه فقه شیعه گفته می شود که «احکام مبتنی بر مصالح و مفاسد واقعی هستند».

هر گونه ارتباطی با هر یک از موجودات، سبب آثار خاصی می شود؛ برخی چیزها، آثار زیانبارِ محسوسی دارد، برخی، آثار زیانبار نامحسوسی دارد، برخی آثار مفید محسوسی دارد و برخی آثار مفید نامحسوسی.

در این میان هر موجود عاقلی در پی نوعی از ارتباط گیری با موجود دیگری است که سبب به دست آمدن سلامت و منافع وی است؛ مثل تنفس هوا یا تأمین آب مورد نیاز بدن.

زیستن یعنی ارتباط با خود و حالات خود و ارتباط با موجودات دیگر. تا ویژگی ها و اثرگذاری های هر یک از موجودات و نیز ابعاد مختلف جسمی و روحی خود را نشناسیم، نمی توان ارتباطات اطمینان بخش؛ یعنی زیستن خوبی داشت.

ضرورت ارتباط با واسطه ها

آیا انسان می تواند همه ویژگی ها و آثار هویت خود و دیگر موجودات را بداند یا نیازمند به امام و پیامبران است؟ به فرض دانستن، آیا می تواند انگیزه کافی برای انجام همه آنچه خوب می داند یا ترک همه آنچه بد می داند، فراهم کند؟ یا نیاز به امام و پیامبر دارد؟ در این حال، مراجعه به امام و پیامبر برای رفع نیاز فکری و قلبی، آیا یک ضرورت توحیدی است یا شرک؟

متأسفانه برخی به سبب اعتقاد دقیق تشیع به ضرورت دریافت نیازهای فکری و نیازهای قلبی از امام و افراد شایسته، شیعه را به سبب «توسل» و «شفاعت»، مشرک دانسته اند! اما منشأ این اشتباه چیست؟

مشرکان صدر اسلام، خداوند را یگانه می دانستند و حتی خداوند را به عنوان تنها خالق کل جهان، قبول داشتند و حتی خداوند را می پرستیدند؛ اما شرک در «پرستش بت» داشتند. در کنار این شرک، اشتباه دیگری هم داشتند؛ این که امید کمک و شفاعت از بتها داشتند.

مشرکان در اصل پرستش یا اصل توسل، دچار اشتباه نبودند؛ اما در «مصداق پرستش» و «مصداق توسل» خطا می ورزیدند. این دو اشتباه نباید باعث شود که ما اصل «پرستش» را «شرک» بدانیم یا اصل «توسل» را بد بدانیم.

پیشتر دانستیم که هر موجودی که خداوند آفریده است، دارای اثر خاصی است و خداوند ارتباطات جهان را با همین خواص آفریده ها تنظیم می کند؛ این امر، یعنی «ربوبیت تکوینی». اگر کسی بخواهد بخشی از این ربوبیت یعنی توسل به هر موجودی برای دریافت ویژگی اختصاصی آن موجود را نادیده بگرد و به گونه دیگری روابط را تنظیم کند، او دچار شرک در ربوبیت تکوینی هم شده است؛ مثل کسی که بگوید انسان حق ندارید برای رفع عطش، متوسل به نوشیدن آب بشود؛ حتی متوسل شدن به آب برای رفع عطش را شرک بداند!

اگر خداوند بخواهد همه امور را بدون وساطت انجام دهد؛ معنایش نفی خلقت خود است. زیرا هیچ موجودی نباید از هیچ موجود دیگری اثر پذیر باشد و از سوی دیگر هیچ موجودی نباید هیچ گونه ارتباطی جز با خداوند داشته باشد.

همه چیز باید در خلاء باشد. نه آب جاری شود، نه هوا نه خورشید نه آتش نه انسان نه … هیچ چیز نباید هیچ ارتباطی با هیچ چیز دیگر داشته باشد یا هیچ چیزی نباید هیچ گونه ویژگی ای داشته باشد. زیرا اگر چیزهایی باشند و این چیزها دارای ویژگی هایی باشند و با هم ارتباط داشته باشند، این ارتباطات سبب تأثیر و تاثّر می شود. نه باید آب خورد نه هوا را تنفس کرد و نه غذایی خورد و نه راه رفت و نه ازدواج و فرزندی و نه کار و حرکتی و نه … . جهانی که زمان و مکان در آن کاملا ایستا است و هیچ حرکتی در آن راه ندارد.

چنین دنیایی حتی در تصور انسان هم نمی گنجد، از بس غیر منقطقی و نادرست است. پس ضرورت دارد که موجوداتی باشند و هر موجودی دارای اثر و خاصیتی باشد و این موجودات با هم تعامل و تکامل داشته باشند و هر موجودی از ظرفیت های کمالی موجود دیگر بهره مند شود.

لذا وساطت، سنت خلقت است و جهان بدون این سنت نابود می شود. آیا می توان سنت الهی را شرک نامید؟ آیا می توان سنت الهی را عامل نفی خداوند دانست؟

اگر کسی معتقد باشد که موجودی مستقل از خداوند واسطه در تاثیر و تاثری است، نافی توحید است. اما این که بگوید همه موجودات دارای اثر، توان اثرگذاری شان، آفریده خداوند است، منطق درستی است. این است معنای جمله توحید در فعل خداوند که با جمله «لا حول و لا قوه الا بالله» بیان می شود؛ یعنی هیچ نیروی جاذب یا دافعی نیست و هیچ تغییر و تاثیر و تاثری در عالم نیست مگر این که همه این واسطه های اعمال نیرو، نیروی شان از خداوند است.

پس همان گونه که ما ضعف علم و تفکرمان را با مراجعه به پیامبر یا امام برطرف می کنیم، ضعف انگیزه مان را نیز با مراجعه به کسانی که صلاحیت دارند و می توانند انگیزه ما را تقویت کنند، برطرف می کنیم و این یعنی عمل بر اساس سازوکاری که خداوند در آفریدگان نهاده است و آن را ربوبیت تکوینی می نامیم. بنابراین، نفی ربوبیت تکوینی و خواصی که خداوند در موجودات نهاده است، شرک است نه عمل بر اساس آن.

مخالفت با توسل، علاوه بر تحقق شرک در ربوبیت تکوینی، سبب شرک در ربوبیت تشریعی نیز منجر می شود؛ زیرا

خداوند می فرماید[۲] ای کسانی که ایمان آورده اید! این «ایمان» شما کافی نیست و باید با عمل درست، درآمیزد؛ یعنی باید از امر و نهی خداوند اطاعت کنید؛ نام این کار تقوا است. اما «ایمان» و «تقوا» هم برای رستگاری کافی نیست و برای رسیدن به خداوند (امکان منطقی توکل به خدا) باید «توسل» کنید؛ یعنی به وسیله ای که خداوند معرفی کرده است، دست بیابید؛ اما باز هم این سه (ایمان، تقوا، توسل) برای رستگاری کافی نیست و تازه اول راه است؛ زیرا انگیزه کافی به دست آورده اید و باید در راه خداوند «تلاش» کنید؛ اگر این امور فراهم شد، آنگاه امید است که رستگار شوید.

مصادیق توسل

توسل گاه در کارهای خاصی صورت می گیرد و گاه در کل زندگی ما به عنوان یک مساله صورت می گیرد؛ یعنی ما به اولیای خداوند می گوییم که خدایا ما در کل زندگی ما دچار ضعف هستیم و می دانیم که با وجود سعی در انجام امور، نمی توانیم به خواسته های مان برسیم، جز از طریق استفاده از همه ظرفیت ها که یکی از این ظرفیت ها، توسل کلی به اولیای خداوند است. این توسل کلی، غیر از توسل به آنان در جزء جزء کارها است. مثلاً خریدار، علاوه بر دریافت تخفیف در تک تک کالاها، یک تخفیف کلی هم در حساب کل کالاها می خواهد. به این تخفیف کلی، «شفاعت» می گوییم. مهمترین مورد به کار گیری شفاعت، هنگام محاسبه نهایی خوبی ها و بدی های ما در قیامت است. با این حال، همین شفاعت در قیامت، بستر تکمیل انگیزه در دنیا هم هست، زیرا ما باید بتوانیم شفیعان را برای خودمان نگه بداریم. این امر سبب می شود که حریم دستورات آنان را که چیزی جز بیان دستورات خداوند نیست، بیشتر رعایت کنیم و حتی در تک تک امور دنیایی نیز انگیزه بیشتری برای خوب بودن داشته باشیم؛ مثل کسی که می داند اگر سقف خرید خود را به فلان مقدار برساند، علاوه بر تخفیف های موردی، در پایان نیز می تواند تخفیف مجددی روی کل کالاها بگیرد و لذا کالای بیشتری خریداری می کند.

امام زمان شیعه

امام زمان شیعه، حضرت مهدی پسر امام حسن عسکری است که نسبش به حضرات معصوم، فاطمه، علی و محمد (ص) می رسد. ایشان همینک زنده و غائب است و ان شاء الله به زودی ظهر خواهد کرد. برای این شرایط نیز ایشان به فرمان خداوند، فقیهانی که دارای شرایط خاصی هستند را به عنوان نائب عام خود معرفی کرده است و اینک رهبر شیعیان، آیت الله خامنه ای است که بیشترین حمایت را از مستضعفین جهان به ویژه مردم سنی فلسطین می کند و نظام ایران به سب این حمایت، هزینه های زیادی را متحمل می شود در برابر عربستان سعودی دست دوستی به اسرائیل می دهد و با همکاری آمریکا بر ضد ایران موضعگیری می کند.

برای توجه دادن به اهمیت اسلام ناب شیعی، دو پرسش را برای پژوهشگران راستین اسلام ناب مطرح می کنیم:

آ. اینک امام زمان ما کیست؟ بی شک کسی است که ما مطیع او هستیم، نامش چیست؟ چه نسبتی با منجی جهان، حضرت مهدی (عج) از ذریه حضرت زهرا و علی (ع)، در آخر الزمان دارد؟

ب. «امام زمان حضرت فاطمه الزهرا (س) دختر پیامبر و سرور زنان عالم، در دوران پس از پیامبر (ص)، چه کسی بوده است؟» آیا ایشان امام زمانش را می شناخت یا به مرگ جاهلی از دنیا رفت؟ اگر می شناخت، که بود؟

الحمد لله رب العالمین و السلام علیکم ـ رم ۲۵ مهر ۹۷.

———————

[۱]. گفته شود که مثلا اسلام معادل کلمه «…» در ایتالیایی است که معنای سالم سازی را دارد.

[۲]. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَهَ وَ جاهِدُوا فی‏ سَبیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» مائده، ۳۵.

درباره ی مدیر

همچنین ببینید

معنای واژه هنگ و فرهنگ و معادل کاوی آن در ادبیات اسلامی؛ سنت

هنگ یعنی ترتیب و چینش رتبه مند که وقتی در حوزه فکر به کار می ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *