خانه - 1. ابردانش - 1-2. امور فکری - نقد شبهه استاد فاطمی‌نیا در طب اسلامی و شبهه مراجعه معصوم به اطبای غیرمسلمان

نقد شبهه استاد فاطمی‌نیا در طب اسلامی و شبهه مراجعه معصوم به اطبای غیرمسلمان

استاد فاطمی نیا با قسم حضرت زهرا (س) و مبتنی بر برخی سخنان غیر علمی گفته اند که ما طب اسلامی نداریم و آنگاه ادعا کرده اند که رساله ذهبیه، نستجیر بالله، کلا دروغ است! این سخنان تأسف بار که دستاویز برخی برای حمله به نظام سلامت اسلام شده است را اجمالا بررسی می کنیم:

  1. منبع فقه سلامت فقه «رساله ذهبیه» منسوب به امام رضا (ع) نیست که اگر سندش ضعیف بود، فقه طب (طب اسلامی) منتفی شود. ایشان به این نکته اشاره نکردند.
  2. اهل فن میدانند که ضعف سند دلیل بر ضعف روایت نیست، چه رسد به رد آن و چه رسد به ادعای عجیب و دور از شأن استاد فاطمی نیا که گفته است این کتاب اصلاً جعلی و از اول تا آخر دروغ است!» این ادعا به قدری دور از شأن است که تصور بیان آن از کسی که اهل تحقیق است، تأسف آور است.
  3. برخی، ضعف سند رساله ذهبیه را به سبب قرار داشتن «محمد بن جمهور العمّی» در طریق آن دانسته اند. چیزی که استاد فاطمی نیا، ضمن اشاره به این که «من تحقیق کرده ام» این فرد را با دو خطا در اسم، نام می برد، اولاً نام وی «محمد بن جمهور» است نه «محمد بن جعفر»! ثانیاً «العمّی» است؛ نه «الأمنی»!
  4. چنین نیست که اگر راوی ای ضعیف بود، کتاب وی هم لزوماً تضعیف شود؛ به این سخن نجاشی از علمای تراز اول رجال شیعه نگاه کنید که می گوید فلانی ضعیف است ولی کتاب خوبی دارد: «الحسن بن محمد بن سهل النوفل ضعیف لکن له کتاب حسن کثر الفوائد جمعه و قال: ذکر مجالس الرضا علیه السلام مع أهل الأدیان …». رجال نجاشی ص ۳۸.
  5. چنین نیست که علمای بزرگ از همین «محمد بن جمهور العمّی» که غالی شمرده شده است، روایت نکنند که آقای فاطمی نیا برای نفی طب اسلامی می گویند روایت وی نوشته نمی شود. فقها و محدثین تراز اول شیعه در دهها کتاب (کافی، اختصاص، امالی صدوق، امالی مفید، امالی طوسی و …)، بارها از وی حدیث نقل کرده اند؛ آن هم حدیث های ناب.
  6. شیخ طوسی مشخصاً در صفحه ۴۱۳ از کتاب الفهرست خود اشاره می کند که برخی از روایات وی که ظاهراً غلوّ و تخلیط آن هم مشخص بوده است، اساساً از سوی شاگردان وی حتی روایت هم نمی شده است، اما به بقیه روایات اشکالی گرفته نشده است: «أخبرنا بروایاته کلها إلا ما کان فیها من غلو أو تخلیط». الفهرست، طوسی، ص ۴۱۳.
  7. رساله ذهبیه مورد استناد فقهای تراز اول شیعه از جمله ملا احمد نراقی (مستند الشیعه فی أحکام الشریعه، ‌۱۴: ۱۲۳( و صاحب جواهر (جواهر الکلام، ‌۲۹: ۵۸) واقع شده است.
  8. بر خلاف سخنان حاج آقای فاطمی نیا که مدعیند رساله ذهبیه فقط یک طریق (محمد بن جمهور العمّی) دارد؛ ظاهراً چنین ادعایی هم درست نیست و «حسن بن محمد نوفلی» نیز طریق دیگری در نقل این رساله است؛ گویا مطلب «رجال‏ نجاشی، ص ۵۱» ناظر به آن است: «الحسن بن محمد بن الفضل بن یعقوب بن سعید بن نوفل بن الحارث بن عبد المطلب أبو محمد. ثقه جلیل روى عن الرضا علیه السلام نسخه و عن أبیه عن أبی عبد الله و أبی الحسن موسى [بن جعفر] علیهما السلام. و له کتاب کبیر قال ابن عیاش: حدثنا عبید الله بن أبی زید قال: حدثنا الحسن بن محمد بن جمهور عنه به.»
  9. علامه عسکری سند رساله ذهبیه را مردود نمی دانند و در کتابخانه ایشان در سامرا نسخه خطی این رساله [ذهبیه] بوده است که این رساله، از حسن بن محمد نوفلی روایت شده است و نجاشی او را ثقه و بزرگوار می داند که از حضرت رضا علیه السلام رساله را، روایت کرده … . به نقل از طب الرضا علیه السلام، ص۹۴ نوشته علامه عسکری.

اشکالات متعددی به دیگر سخنان آقای فاطمی نیا در این مساله وجود دارد که در این جا به آن نمی پردازیم. اما نوع پرداخت استاد فاطمی نیا به گونه ای است که احتمال تأثیر القائات غیر علمی بر ایشان منتفی نیست.

  1. البته ما مدعی نیستیم که هر چه در کتاب رساله ذهبیه آمده است (مانند بحث تریاق اکبر) لزوماً درست است. بلکه اگر هم روایتی ضعیف السند است، باید با بررسی محتوایی متخصص فقه طب اسلامی (نه هر مجتهدی) به ارزیابی آن پرداخت. این مساله به ویژه در طب، قابلیت راستی آزمایی تجربی دارد و آقای ری شهری در کتاب «دانشنامه طب اسلامی» می گوید که هدف وی از ذکر برخی روایاتی که از نظر سند ضعیف است، آن است که به راستی آزمایی محتوایی سپرده شود. بگذریم که برخی مطالب ژورنال ایشان نیز فاقد دقت و ارزش فقهی است.

خاستگاه نظام سلامت مدرن، چارچوب و مبانی مدرنیستی است (والذی خَبُثَ لا یخرج الا نکدا) و طبق بررسی های دقیقی که در «فقه فلسفه دانش تجربی» انجام داده ایم، نمی تواند مستقلاً ارزش زا و دارای حجیت باشد، بلکه باید تحت اشراف طب اسلامی باشد.[۱] طب اسلامی راهنما و راهکار اصلی نظام سلامت است و دانش تجربی باید در خدمت طب اسلامی قرار بگیرد؛ نه این که طب مدرن به فحاشی نسبت به طب اسلامی و انکار آن بپردازد. البته طب مدرن هم با وجود معایب بنیادی خود (بی توجهی به مزاج شناسی که اساس طب اسلامی و طب سنتی است) دارای نقاط قوتی است که نباید یکسره انکار شود؛ این ارزشها به ویژه در خدمات مطلوب جراحی برجسته است.

شبهه مراجعه به نظام سلامت مدرن

گاهی شبهه می شود که اگر طب مدرن حق نیست، پس شما هم حق ندارید برای درمان به آن مراجعه کنید! فرض کنید که جریانی استعمارگر اموال مردم را تصاحب کرده اند و آنان را از خانه خود بیرون کرده، در چادری اسکان داده اند. جمعی خردمند به این ظلم اعتراض می کنند که چرا حق ما را گرفته اید و ما را در چادر جا داده اید؟

نظام استعماری پاسخ می دهد که اگر در چادر بودن ظلم است، ملعون هستید اگر به آن وارد شوید! اگر طب مدرن بد است، حق ندارید به پزشک، بیمارستان و آزمایشگاه مراجعه کنید!

چندین پاسخ به این شبهه می توان داد:

آ. مرجوح بودن غیر از ممنوع بودن است: ممکن است که کسی نظامسلامت مدرن را مرجوح بداند؛ روشن است که مرجوح بودن نظام سلامت مدرن به معنای اشتباه در ترجیح آن بر طب اسلامی یا ستی است نه خطا بودن مراجعه به آن در صورت عدم دسترسی به نظام سلامت اسلامی یا سنتی.

ب. تفاوت «خطا در نظام سلامت مدرن» با «خطا بودن نظام سلامت مدرن»: ما معتقد نیستیم که همه طب مدرن اشتباه است؛ بلکه بخش هایی از آن را خوب می دانیم؛ لذا مراجعه به آن را درست می دانیم.

ج. معقول بودن دفع خطر قطعی از راه احتمالی: در وضعیت استعماری ای که متولیان نظام سلامت مدرن ایجاد کرده اند، طب اسلامی و طب سنتی در وضعیتی نیستند که ناگهان در مقام پاسخگویی به همه نیازهای نظام سلامت باشند، لذا پیمودن راههای که احتمال تأمین سلامت را دارد، نامعقول نیست؛ از این رو، می توان نظام سلامت مدرن مراجعه کرد، مگر در مواردی که خطر آن مشخص باشد.

د. مطلوبیت چیزی در وضعیت اضطراری به معنای مطلوبیت آن در وضعیت غیر اضطراری نیست؛ چنان که اگر کسی در وضعیت مرگ قرار بگیرد می تواند مردار را هم بخورد.

بنابر این چهار پاسخ دقیق، ما به آن جریان استعماری در نظام سلامت مدرن می گوییم که چرا خانه را از ما گرفته اند؛ نه اینکه در چادر بودن را در نسبت به زیر آفتاب بودن، بد بدانیم! و اگر در گرمای سوزان به چادر رفتیم، مشمول بی عقلی باشیم. ما نمی گوییم که طب مدرن یکسره باطل است؛ میگوییم چرا نظام سلامت اسلامی و سنتی را به خفقان و بی عدالتی می سپرند. اگر طب سنتی و اسلامی هم مورد توجه بود و شکوفا می شد و بودجه های هزاران میلیاردی می دید اینک نظام سلامت ما چقدر پیشرفته تر بود! آیا باز هم ما مجبور بودیم در تابستان سوزان در چادری گرم بخزیم؛ آن هم با لگد یا منت استعمار گران!

شبهه مراجعه معصوم به اطباء

برخی می گویند چون امیرالمؤمنین را پس از ضربت خوردن، به نزد طبیب بردند، پس اسلام طب ندارد! وگرنه امام را به نزد مأموم نمی بردند!

آ. باید با روش شناسی فقهی، ثابت شود که معصومی را برای درمان به نزد غیر معصومی برده اند و مشهورات تاریخی ارزشی ندارد.

ب. اگر فرق بهترین پزشک مغز، بشکافد، آنگاه ناگزیر وی را نزد پزشک عمومی ببرند، معنایش آن است که فرد بیمار، خودش پزشک نیست یا آن پزشک عمومی، برای درمان وی، شایسته تر است؟

ج. رفتار اعم از حقیقت و واقعیت است و نمی توان گفت که هر رفتاری، دلالت بر حقیقت بودن آن رفتار دارد؛ زیرا می تواند از سر تقیه یا اجبار یا اکراه یا جهاتی غیر از جهت مورد نظر ما باشد. ممکن است که معصوم از کسی مشورت بگیرد، آیا این مشورت به معنای آن است که عقل معصوم ناقص است؟ بنابراین ممکن است که در صورت اثبات مراجعه معصوم به غیر معصوم در امر طبابت و در صورت وجود فرد معصوم برای درمان، این کار به علت رعایت برخی الزامات اجتماعی باشد.

آ. گاهی شما به کسی مراجعه می کنی تا دستگیر وی باشید نه این که دستگیر شما باشند.

ب. گاهی به طبیب مراجعه می کنید که مظلومیت خود را در مساله ای به جامعه نشان بدهید (وجود مزیتی سیاسی یا اجتماعی در این مراجعه)

ج. یا برای رهایی از یک تهمت: جامعه ای که با وجود غدیر، علی (ع) را خلیفه چهارم می داند نه عالم سرّ و خفیات، اگر او را طبق عرف جامعه به نزد طبیب نبرند، می گویند که اینها دست به هلاک خود زده اند!

د. مراجعه به طبیب غیر مسلمان به معنای آن نیست که طب وی نیز طب غیر اسلامی است؛ مثلا اگر حضرت مسیح فرموده باشند که برای فلان بیماری از عسل و شیر درمانی  استفاده کنید و اکنون طبیب مسیحی آن را به کار ببندد، آیا معصوم به طب غیرمعصوم و طب غیر اسلامی مراجعه کرده  است؟

د. مصلحت تسلیم شدن در برابر بیماری، نه درمان: هر بیماری ای حکمتی دارد و حکیم آن  است که حکمت بیماری را بشناسد و بر اساس آن تصمیم بگیرد. فرض کنید کسی واکسن بزند و تب کند و آنگاه کسی بگوید که من برای درمان  این تب، میکروبها را از تن بیمار بیرون می کشم؛ آیا چنین فردی کاری مثلا حکیمانه کرده است یا کاری ضد سلامت؟ (البته این سخن ما به معنای تأیید واکسن نیست و برای تقریب به ذهن بود) در حالی که امیرالمؤمنین و اهل بیت می دانستند که این ضربت قطعاً به شهادت می انجامد  و قضای خداوند هم بر شهادت مولا  در این وضعیت، استوار شده است، و هیچ مداوایی سودی ندارد، تلاش برای اقدام به مداوای مؤثر، یعنی جنگ با مصلحت خداوند؛ بنابراین مراجعه آنان به طبیب غیر مسلمان، شاید برای نشان دادن ناکارامدی آن طب است. اما قطعاً اگر حکمت خداوند بر شهادت امیرالمؤمنین نبود، نظام سلامت تراز اسلام که در دست معصوم است، از درمان آن بیماری عاجز نبود.

ه. مگر نمی گویند روشن ترین دلیل بر امکان چیزی، وقوع آن است؟ وقتی حضرات معصوم بارها افراد را با نسخه های طبی و یا از راه های دیگر درمان کرده اند، آیا نمی توانستند در ان مواردی که ادعا شده است، ائمه خود را درمان کنند و به طبیب مثلا غیر مسلمان مراجعه نکنند؟

بنابراین استدلال های عوامانه برخی از آقایان برای انکار طب اسلامی، نشانگر برخورد غیر علمی یا وادادگی در برابر هیاهوی طب مدرن یا سیاست زدگی یا پذیرش سکولاریزم سلامت یا بی سوادی یا بیماری یا …  است.

نکته آخر این که نظام سلامت غیر مدرنی که در زمان حضرت عیسی (ع) بود، به قدری راهگشا بود که احتمالاً تنها از درمان «مرگ» و «کور مادرزاد» و «پیسی» عاجز بود؛ به نحوی که انجام چنین درمانی «معجزه» بود (آل عمران، ۴۹). اما الان طب مدرن از درمان دهها و شاید صدها بیماری عاجز باشد و همین امر برای اثبات نقص جدی و حقارت نظام سلامت مدرن کافی است. بگذریم از توهم توان درمان برخی بیماری ها و نیز اشتباهات بسیار طب مدرن در درمان و مرگ هزاران نفر در هر روز بلکه، هر ساعت به دلیل اشتباهات مهلک آن. صرف نظر از تعداد اشتباهات، ضریب مرگ آوری آن اشتباهات، به دلیل نوع درمان مدرن، بسیار بیش از ضریب مرگ آوری اشتباهات طب غیر مدرن است.

پیشنهاد علمی آن است که ابزارهای مدرن و طب سنتی، در خدمت طب اسلامی قرار بگیرد.

اما طب اسلامی چیست؟

طب  اسلامی باید بر  اساس ضوابط روش فقهی از منابع اسلامی (فکر، کتاب و سنت) استخراج شود و در مواردی که نارسایی سندی یا درون متنی برای تأیید یک روش درمانی وجود داشت، می توان آن را به ارزیابی دقیق تجربی سپرد. اما این که ما اکنون در حوزه طب اسلامی، «فقیه» داشته باشیم، بنده اطلاعی ندارم؛ با این حال، افرادی مثل آقای تبریزیان را نمی توانم فقیه طب اسلامی بدانم؛ هر چند که مطالعات زیاد و تجاربی در حوزه طب اسلامی دارند. باید پذیرفت که ساده سازی فقه اسلامی، اسباب نقض حرمت جان و سلامت مردم، تخریب چهره زیبای طب اسلامی و بهانه سازی برای حمله طب سکولار به آن و ضربه به اسلام است.

——————————

[۱]. تجربه مورد اشاره در روایات، همان چیزی نیست که در علوم تجربی جریان دارد؛ تجربه یعنی بهره انسان از شرایطی که خود گذرانده است و سپس در همان وضعیت قرار گرفته است. اما علوم تجربی یعنی آزمایش یک مساله در یک حوزه و سپس تعمیم آن در سایر حوزه های مشابه و آنگاه تجویز آن برای کسانی که این تجربه محدود و تعمیم نامحدود آن را نگذرانده اند. هم محدودیت گستره تجربه و هم «قیاس» سایر موارد  به آن، مواردی هستند که باید مورد توجه قرار بگیرد.

درباره ی مدیر

همچنین ببینید

علامه طباطبایی‌؛ انقلابی، ضدانقلاب یا غیرانقلابی؟ نقدی به حکیمی و محقق داماد

در پی انتساب تهمت غیرعلمی و نامشروعِ «اسلام، شهید انقلاب» به علامه طباطبایی، ناگزیریم نسبت ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *