خانه - 1. ابردانش - 1-2. امور فکری - معرفی «بود» و «نمود» حضرت محمد (ص) و یارانش

معرفی «بود» و «نمود» حضرت محمد (ص) و یارانش

ب%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%afسم الله الرحمن الرحیم. میلاد حضرت محمد (ص) میلاد امام صادق (ع) و هفته وحدت گرامی باد.

آیه آخر سوره فتح حاوی تمام حروف عربی است و به نحوی تمام حرفهایی که درباره حضرت محمد است، در آن خلاصه شده است:

«مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ وَالَّذینَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَی الکفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم تَراهُم رُکَّعًا سُجَّدًا یبتَغونَ فَضلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضوانًا سیماهُم فی وُجوهِهِم مِن أَثَرِ السُّجودِ ذلِکَ مَثَلُهُم فِی التَّوراهِ وَمَثَلُهُم فِی الإِنجیلِ کَزَرعٍ أَخرَجَ شَطأَهُ فَآزَرَهُ فَاستَغلَظَ فَاستَوی عَلی سوقِهِ یعجِبُ الزُّرّاعَ لِیغیظَ بِهِمُ الکفّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ مِنهُم مَغفِرَهً وَأَجرًا عَظیمًا» فتح، ۲۹.

محمّد (ص) فرستاده خداست و کسانی که با او هستند بر کفّار به هم پیوسته و سخت هستند و در میان خود مهربان و نرم هستند آنها را در حال رکوع و سجود می‌بینی در حالی که همواره بخشش خداوند و خشنودی او را می‌طلبند؛ نشان آنها در چهره هاشان از اثر سجده نمایان است این مثل آنان در تورات است و مثل آنان در انجیل همانند کِشته ای است که جوانه خود را رویانده است؛ آنگاه آن را نیرو داده است تا ستبر گردد و بر ساقه هایش بایستد [به گونه ای] که کشاورزان را به شگفتی در می آورد تا کفار را بدان به خشم درآورد خداوند به کسانی از آنان که ایمان آوردند و نیکوکاری پیشه کردند نوید بخشش و پاداشی بزرگ داده است.

محمد و آنان که با وی هستند، از دو منظر معرفی شده اند، یکی «بود» و دیگری «نمود». بودشان «به هم پیوستگی و سختی در برابر کفار و نرمی [أَذِلَّهٍ عَلَی المُؤمنین] و مهربانی در میان خودشان است. و نمودشان ارتباط همواره آنان با خداوند است

کسانی که با محمد هستند، لزوماً با او ایمان نیاورده اند (و الذین آمنوا معه نیست). اولین ویژگی آنان «اشداء علی الکفار» است؛ یعنی اول دفع ضرر و بعد جلب منفعت، اول «لا اله» و بعد «الا الله». اول دشمن شناسی و بعد دوست شناسی؛ اول دشمنی ورزی و بعد دوستی ورزی. البته از نظر رتبی و تکون این مساله، اولویت معرفتی با دوست شناسی و اولویت قلبی با حبّ ورزی است؛ اما در اقدام، اولویت با شناخت دشمن و مقابله با دشمنی وی است.

در این جا باید دو مفهوم «کافر» و «کفار» را با دقت جداسازی کرد. کافر به معنای غیر مسلمان یا حتی فرد بدون دین نیست، به معنای کسی است که حق را می شناسد و آن را می پوشاند؛ بنابراین بسیاری از غیر مسلمانان کنونی کافر نیستند. اما «کفار» به چه معنا است؟ توجه به تفاوت «جمع اشیائی» و «جمع انسانی» در این است که جمع انسانی در اصل برای بیان اجتماعی است که هویت جمعی دارد. بنابراین «کفار» یعنی مجموعه ای از افراد که از آن جهت که هویت جمعی آنان اقدام به پوشانندگی حق است، کفار نامیده می شوند. یعنی اگر صد کافر در جایی باشند ولی «جمع» بودن و همکاری کافرانه نداشته باشند، کفار نیستند. کفار ممکن است مسلمان یا حتی شیعه هم باشند. از این رو امام خمینی ابتدا با تجاوزگری و سامانه کفرورزی شاه ایران که مثلاً شیعه بود، مبارزه کرد و سپس در برابر تجاوز کفرورزانه صدام که مثلاً سنی بود مبارزه کرد و همو با تجاوزگری رژیم اشغالی و آمریکا هم مبارزه کرد. پس هر کافری یک مصداق از کفار نیست و هر مسلمانی هم لزوما خارج از مصداق کفار نیست.

در برابر کفار باید چگونه بود آنچه در این آیه به آن اشاره دارد، «هم بستگی» و سفتی و نفوذ ناپذیری در برابر آنان است؛ لذا نمودش هم ستیزه جوی و پرخاشگری نیست؛ نمودش عبادت ورزی است؛ اما خاکریزشان در برابر تعدی دشمن بسیار مستحکم و نفوذ ناپذیر (کزُبَر الحدید) است.

اما در میان خودشان باید مهربان نرم باشند، یعنی اگر کسی به نا حق از حد خود خارج شد، با سفتی مواجه نشود، با نرمی مواجه شود و خیلی آرام به محل خود بازگردانده شود (صِلْ‏ مَنْ‏ قَطَعَکَ‏ وَ اعْفُ عَمَّنْ ظَلَمَکَ وَ أَعْطِ مَنْ حَرَمَکَ وَ أَحْسِنْ إِلَی مَنْ أَسَاءَ إِلَیک‏؛ منسوب به امام ششم ع، مصباح الشریعه، بیروت: اعلمی، اول، ۱۴۰۰ق؛ ص ۱۵۹٫). با محمد بودن نیز به اسم نیست که هر کس مسلمان یا شیعه است، با او است. همراهان حضرت محمد نیز دارای مراتبی هستند که به میزان همراهی، رحمت خاص را دریافت می کنند. این رحمت نیز هدیه خداوند به دلهای همراهان محمد است؛ وگرنه با هزینه کردن همه دنیا نیز نمی توان به این مهربانی رسید: «وَ أَلَّفَ بَینْ‏ قُلُوبهِم‏؛ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِی الأَرْضِ جَمِیعاً مَّا أَلَّفَتْ بَینَ قُلُوبِهِمْ وَلَـکِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَینَهُمْ». انفال، ۶۳٫

نمود محمد و تصویری که از محمد و همراهانش باید در ذهن ها باشد چیست؟ اهل عبادت با خداوند بودن، غالباً در رکوع و سجده دیده شدن، به گونه ای که اثر نورانیت سجده در چهره هاشان نمودار شود. شاید اگر منظور پینه سجده بود، به جای وجوه، جبین می آمد.

وقتی کسی دائماً با خداوند دیده شود، دشمن به استحکام وی پی می برد، مثل کسی که ملازم یک فرد قدرتمند است و لذا دیگران جرأت جسارت به وی را ندارند. یعنی «مسجد سنگر است» و نماز و عبادت، یکی از دو عامل مهم بازدارنده برای ستیزه جویی دشمن است؛ عامل دیگر نیز قدرت نظامی مشهود است (وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ … تُرْهِبُونَ‏ بِهِ‏ عَدُوَّ اللَّهِ‏ وَ عَدُوَّکم‏؛ انفال، ۶۰). و همین عبادت ابزاری منطقی برای کسب دهش و خشنودی خداوند است؛ وقتی خداوند از قومی خشنود بود، آن گروه، افراد برگزیده و وارثان زمین خواهند شد.

اما توصیف محمد و همراهانش در انجیل نیز خیلی جذاب است؛ اینان مانند کِشته ای هستند که جوانه خود را بر می آورد. یعنی اولاً عقیم نیستند و جوانه زا و فرزند آورند. مشابه همان بیان قرآنی «کشجره طیبه … تؤتی اکلها کل حین بإذن ربها». اما در این جا به جای توجه دادن به میوه، به جوانه های آن درخت اشاره دارد که تکثر و گسترش درخت در نشان می دهد.

پس کسی که ازدواج نکند و عقیم بماند، «معه» یعنی با محمد نیست (النِّکَاحُ‏ سُنَّتِی‏ فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیسَ مِنِّی‏؛ شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، نجف: مطبعه حیدریه، اول، بی تا؛ ص ۱۰۱). هر فرد یا جریان هم باید زایا و جوانه برآور باشد وگرنه «معه» یعنی با محمد نیست. خانواده ای که فرزند نیاورد، خانواده محمدی نیست. مثل انقلاب اسلامی ایران که جوانه های آن در لبنان و عراق و سوریه و یمن و بحرین و افغانستان و نیجریه و … سر زده اند.

اما وظیفه ریشه و کِشته اصلی چیست؟ «فآزره» یعنی تقویت کردن جوانه یاد شده نه رها کردن فرزند خود در مهد کودک و مدرسه و محیط جامعه که هر گونه شد، تربیت شود. نمی توان یک جریان جوانه زده از جمهوری اسلامی ایران را بدون پشتیبانی رها کرد. اگر کسی کودک خود را به مهد سپرد، آیا با محمد (ص) است؟ همان گونه که ازدواج نکردن یعنی با محمد نبودن، عدم تقویت فرزند از سوی خانواده نیز یعنی با محمد نبودن.

این تقویت و حمایت تا کجا باید ادامه یابد؟ آیا باید وابستگی پروری کرد؟ بچه ننه پروری کرد؟ نه این وابستگی باید به سرعت به ستبری (فاستغلظ) بینجامد و ما باید طلب غلظت و ستبری از فرزند خود و جوانه های انقلاب خودمان بکنیم و این باید به یک مطالبه تبدیل شود؛ چنان که معنای اصلی باب «استفعال» است.

حمایت و مطالبه استقلال تا کی؟ تا هنگامی که «فاستوی علی سوقه» انجام بشود؛ یعنی سر پا ایستادن بر روی ساقه ها. تعبیر سوق به عنوان جمع ساقه، خیلی جالب است که اشاره دارد به ستون های هر رویش انقلابی که تعبیر به «جوانه» شده است. وگرنه جوانه سوق ندارد و نهال هم ساقه دارد نه ساقه ها.

ویژگی رویش های انقلابی چیست؟ آن قدر دقیق و مستحکم هستند که کشاورزان یعنی اهل فن و متخصصین این حوزه را به شگفتی و حیرت وا می دارند! حتی ممکن است به خود کشت کننده هم اشاره داشته باشد. مثلا انقلاب اسلامی که اکنون قدرت نخست منطقه و قدرت بزرگ جهانی است، به قدری شاخه و برگ و ثمر دارد که اولاً نظریه پردازان انقلاب ها (مثل اسکاچپل) را به شگفتی واداشته است و ثانیاً حتی اگر خود امام خمینی هم بودند، از تحقق وعده ها و فضل الهی شگفت می شد.

اما این جوانه زایی و جوانه پروری و مطالبه ستبر شدن از آنان و سربلند ایستادن این جریان ها و فرزندان خانواده و نیز فرزندان انقلاب، چه نتیجه ای خواهد داشت؟ خشم کفار! خشم نظام هایی که به صورت سامان مند، اقدام به پوشش حق می کنند.

پس خشم آنان در گرو این نیست که ما «اشداء علی الکفار» را به پرخاشگری و ستیزه جویی معنا کنیم. خشم و خشنودی دشمن ناشی از اخم و لبخند ما نیست. ناشی از منافع خودش است. اگر ما فرزند آوری داشتیم و جامعه جوانی داشته باشیم و اگر انقلاب ما جوانه زنی کند و آن را با روحیه انقلاب «مؤازره» و یاری کند و مطالبه ستبری کند و آنها را مستقل کند، این کار سبب خشم دشمن است. خشمی که با لبخند دیپلماتیک ما هم فرو نخواهد نشست و تنها با مرگ این فرایند زایش و جوانه و رویش و ستبری جوانه ها از بین خواهد رفت و تا آن زمان ادامه خواهد یافت. این است مستند «آمریکا از ما عصبانی باش»! براستی که دشمن از خانواده اسلامی و نظام اسلامی زاینده و گسترش یابنده (صدور انقلاب) عصبانی خواهد بود و آنچه از دهانش بیرون می آید اندکی از خشم درونش است: «وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفی‏ صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ» آل عمران، ۱۱۸.

سخنرانی ابوالفضل امامی در جشن میلاد حضرت محمد و امام صادق در مرکز اسلامی رم ۱۷ ربیع الاول ۱۴۳۸

درباره ی مدیر

همچنین ببینید

«فقه استراتژیک» چیست؟

به گزارش خبرگزاری رسا: … این دانش آموخته حوزوی پس از حدود  ۱۷ سال بررسی ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *