خانه - فقه سیاسی - یادداشت سیاسی - فرهنگ و ارتباطات - شیعه هیأتی، هیأت شیعی؛ تشیع جامع، تشیع چند امامی

شیعه هیأتی، هیأت شیعی؛ تشیع جامع، تشیع چند امامی

بسم الله الرحمن الرحیم[۱]untitled

امام زمان که الگوی جامع و کامل همه ما است، در زیارت ناحیه مقدسه می فرماید که ای جد غریب! ای حسین! اگر روزگار زندگی مرا به تعویق انداخت و نتوانستم در کربلا شما را یاری کنم هر روز صبح و شب برای تو گریه می کنم و به جای اشک برای شما خون گریه می کنم و این یعنی باز خوانی هر روزه «مصائب» کربلا در هر مکان و زمانی از سوی امام زمان عج؛ نه این که به معنای تأیید دقیق این سخن باشد که «هر روز عاشورا است و همه جا کربلا است».[۲]

عام مجموعی در اعتقاد به دین، پیامبران و ائمه

مفهومی داریم به نام «عام مجموعی» یعنی همه افراد یک مجموعه باید در نظر گرفته شوند. مثلا باید برای شیعه بودن باید همه «ائمه دوازده گانه» را قبول داشت. یا برای مسلمان بودن باید همه انبیاء را قبول داشت یا همه اجزاء دین را پذیرفت. یعنی نمی شود بخشی از دین را پذیرفت و بخشی را نپذیرفت یا برخی از پیامبران را قبول داشت و برخی را قبول نداشت.

اگر گفته شود شیعه یعنی کسی که قائل به خلافت بلافصل و منصوص علی علیه السلام باشد، پیروان ائمه دوازده گانه یا پیروان شش امام، یا پیروان چهار امام، شیعه می باشند. اما اگر گفته شود که شیعه یعنی کسی که قائل به خلافت منصوص و بلافصل علی علیه السلام و یازده فرزندش است، نمی توان کسی را که فقط امیرالمؤمنین را امام می داند، شیعه دانست یا کسی که فقط چهار امام را قبول دارد، شیعه دانست یا کسی که فقط شش امام را قبول دارد، شیعه دانست.

فرض کنید که می خواهید تماسی را بر قرار کنید، برای برقراری ارتباط، لازم است که شماره تماس وارد شود؛ شماره تماس یک «عام مجموعی» است. یعنی اگر حتی یکی از شماره ها را وارد نکنی، تماس برقرار نمی شود. اینک وجود پیامبر (ص) مانند دستگاه تلفن ثابت است، امام  حسین (ع) مانند گوشی تلفن و سایر ائمه مانند شماره گیر هستند، امام زمان هم همانند خط اتصال با خداوند می باشد.

حالات نقص در تشیع

آ. انکار اعتقادی برخی از ائمه دوازده گانه

اگر کسی با علم به این که برخی از افراد، امام بر حق هستند و آنان را نپذیرد، او امام حق را انکار کرده است. مثلا کسانی که نخستین بار اقدام به نفی برخی از ائمه شیعه پرداختند، چون حجت حق بر آنان تمام بود، آنان دست به انکار امام حق زده اند. اما سایر افرادی که اعتقاد به تشیع چهار امامی یا شش امامی، شیعیانی هستند که دچار نقص در اعتقاد هستند اما عموماً مقصر و  منکر امام حق نیستند. به هر حال نمی توان گفت که ما امام باقر علیه السلام را قبول نداریم چون در آن شرایط قیام نکرد. بی شک هر امامی با شرایطی روبرو است و شرایط امام باقر، شرایطی بود که قیام کردن، به جریان حق کمک نمی کرد.

ب. نادیده گرفتن عملی برخی از ائمه دوازده گانه

برخی از شیعیان از نظر اعتقادی، شیعه دوازده امامی هستند ولی عملاً از برخی ائمه تبعیت نمی کنند. برای مثال، برخی، بیشتر شرایط امام صادق (ع) و تبلور علمی ایشان را شیوه خود قرار می دهند؛ مثل سبک امروز برخی علما در  حوزه های علمیه. یعنی توجه ندارند که در زمان حکومت اسلامی زندگی می کنند نه در زمان طاغوت و خطر مرگ. اینها بیشتر به دنبال تحصیل و تدریس هستند. دقیقاً مثل بیشتر شاگردان امام صادق در همان زمان. در آن زمان امام صادق چهار هزار شاگرد داشت.[۳] سدیر صیرفی به ایشان گفت که شما چرا قیام نمی کنید تا حق خود را بگیرید؟ امام صادق فرمود: اگر به تعداد این گوسفندان یاور داشتم قیام می کردم! وقتی گوسفندان را شمردم، تنها «هفده» عدد بودند! یعنی از هر ۲۳۵ نفر از شاگردان امام صادق (ع) حتی یک نفر هم امام حسینی و کربلایی و یار او شایسته برای امام صادق نبود.[۴] در واقع این افراد و حتی شیعیانی که شاگرد امام صادق بودند، پیرو امام حسین نبودند و شور حسینی در سینه نداشتند. یعنی شاگردان شیعه امام صادق هم، «عملا» شیعه دوازده امامی نبودند.

در سوی دیگر، گروهی هستند که فکر می کنند همواره باید کربلایی بود و به جای تعمیق معارف در سینه خود، دائماً به شور حسینی و هیجانات مربوط به شرایط خاص قیام می روند. شاید بتوان وضعیت کنونی برخی مجموعه های کوچک که ائمه را در امام حسین، امام حسین را در کربلا، کربلا را در  هیأت، هیأت را در مداحی، مداحی را در آواز و سینه زنی و گاه قمه زنی خلاصه می کنند، مصداق دیگر تشیع نامتوازن باشند. این وضعیت که البته بسیار شرافتمندانه تر و خالص تر از انحراف قبلی (پیگیری سیره خاص امام صادق در زمان حکومت اسلامی از سوی برخی علماء) است، در برخی از شیعیان پاکستان دیده می شود. شیعیانی که با شور و حرارت حسینی و رفتارهای بی باکانه و تقیه گریز شیعه بودن خود را می نمایانند.

این که ما ندانیم شرایط ما شرایط کدام امام است و در این شرایط باید سیره چه امامی را به چه روشی پیروی کنیم، سبب بازماندن از منطق تشیع در این شرایط و بروز رفتار غیر شیعی است. البته عزاداری در هر صبح و شام مستحب است، اما روش آن، میزان آن، مکان و شرایط دیگر عزاداری باید چگونه باشد تا سبب تقویت جریان حق و ترویج پیام امام حسین شود؟

شرایط هر یک از ائمه، سبب برجسته شدن یک سیره در میان سایر رفتارها بود، مثلا سیره صلح تحمیلی امام حسن یا قیام امام حسین یا شیوه دعای امام سجاد برای مبارزه یا خانه نشینی و ترویج علم امام باقر یا امام صادق یا سیره ولایت عهدی اجباری امام رضا یا سیره تحت الحفظ بودن امام عسکری یا غیبت امام زمان. سخت ترین سیره، سیره امام حسین (ع) است.

سخت ترین سیره امامت؛ سیره امام زمان

سخت تر از سیره امام حسین، تمسک به سیره امام زمان(عج) است. زیرا معمولا یک حاکم بر مسلمانان حکمرانی می کرده است و شرایط همه مسلمانان در وضعیت نسبتاً یک سانی بوده است. از این رو، امام جامعه راهبردی خاصی را انتخاب می کردند و مردم متوجه آن می شدند و از ایشان پیروی کنند. اما تبعیت از روش امام زمان بسیار سخت است؛ زیرا هم گستره زمانی حاکمیت ایشان بسیار طولانی است و هم گستره مکانی آن تحت حاکمیت واحدی نیست و شرایط گوناگونی دارد و هم خود آقا (ع) غایب هستند و در دسترسی مشخص قرار ندارند. مثلا مردم ایران در طول دوره حاکمیت امام زمان، صدها وضعیت داشته اند و مردم عراق و یمن و سوریه و افغانستان و لبنان و … نیز همین طور. یا در یک زمان واحد، شیعیان یمن در وضعی هستند و شیعیان عراق در وضع دیگر  و شیعیان ایران در وضع دیگر و شیعیان نیجریه در وضع دیگر.

در این شرایط هر کسی عملا باید تابع هر دوازده امام باشد، زیرا گاه شرایط علوی است، گاه شرایط حسنی و گاه حسینی و گاه سجادی و گاه باقری و گاه صادقی و گاه کاظمی و گاه رضوی و گاه جوادی و گاه هادوی و گاه عسگری. از این رو، شیعه امام زمان بودن بسیار دشوار است.

امرزوه، شیعیان یمن وظیفه ای دارند و در شرایط علوی هستند و مردم بحرین در شرایط دیگری و مردم عراق و سوریه در وضعیت دیگری و مردم لبنان در شرایط دیگری. اینک شیعه بودن بسیار دشوار است و نمی توان با کمک توسل به سیره غالب یک امام، شیعه بود و باید «مجموعه سیره ها» را بررسی کرد.

بنابراین تفاوت است بین شیعه هیأتی و هیأت شیعی؛ باید هیأت را شیعی کنیم نه این که شیعه را هیأتی کنیم

__________________________________

[۱]. سخنرانی در جمع شیعیان پاکستانی مقیم رم و جمعی از شیعیان ایتالیایی در مرکز اسلامی رم و در پی برگزاری عزاداری شهادت امام حسین در یک زمان تقریباً بی مناسبت! ناگهان عزا!

[۲]. این سخن مشهور (کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا) گویا با منطق «زیدیه» است که «قیام به سیف» را شرط امام بودن می دانند سازگار تر است تا با منطق مهدوی. حتی اگر بگوییم معنای «کل یوم عاشورا» این است که همیشه و همه جا، حق و باطل در برابر هم قرار دارند، اولا که در زمان عدل فراگیر مهدوی چنین نیست و ثانیاً تقابل حق و باطل غیر از این است که راه آن هم کربلایی باشد؛ گاهی راه آن سجادی است گاهی رضوی، گاهی کاظمی و گاهی عسکری. ضمن این که هم زمین کربلا و هم زمان عاشورا اختصاصاتی دارند که هیچ زمین و زمانی در آن اشتراک ندارند. علاوه براین که این سخن مشهور «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» به عنوان حدیث در جایی یافت نشده است. البته حدییی هست که تقریباً مخالف این حدیث است. شیخ صدوق در امالی در حدیث با ذکر سند تا امام حسین روایت می کند که ایشان هنگام ورود بر برادر مسمومش امام حسن گریه می کرد. امام حسن (ع) فرمود: «وَ لَکِنْ لَا یَوْمَ کَیَوْمِکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» الأمالی، شیخ صدوق، تهران: کتابچی، النص، ص ۱۱۶.هر چند که این حدیث با آن سخن مشهور قابل جمع هست؛ یکی به اختصاصات اشاره دارد و یکی به اشتراکات.

[۳]. «فإن أصحاب الحدیث قد جمعوا أسماء الرواه عنه من الثقات على اختلافهم فی الآراء و المقالات فکانوا أربعه آلاف رجل‏». الإرشاد، شیخ مفید، ج ۲، ص ۱۷۹؛ إعلام‏الورى، طبرسی، ص ۲۸۴؛ و المناقب، ابن شهر آشوب، ج ۲، ص ۱۷۹.

[۴]. «یَا سَدِیرُ لَوْ کَانَ لِی شِیعَهٌ بِعَدَدِ هَذِهِ الْجِدَاءِ مَا وَسِعَنِی الْقُعُودُ … فَعَدَدْتُهَا فَإِذَا هِیَ سَبْعَهَ عَشَرَ». کافی، ج ۲، ص ۲۴۲.

درباره ی مدیر

همچنین ببینید

امیرکاوی معنای ادب و نسبت آن با عقل

در این بررسی ابتدا به کشف معنای روایی می پردازیم و سپس به کشف معنای ...

یک دیدگاه

  1. بازتاب ها: تشیع جامع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *