خانه - 1. ابردانش - 1-1. امور عقلی؛ فردی و فرافردی - نسبت ولیّ فقیه، زلزله سیاسی و زلزله زمین شناختی در تهران

نسبت ولیّ فقیه، زلزله سیاسی و زلزله زمین شناختی در تهران

بسم الله الرحمن الرحیمابرشناسی انسان با رویکرد نموداری جهتی

ولایت اهل بیت عامل گرانش، پیوستگی و در هم نپاشیدگی آسمان و زمین

به نظر می رسد که عامل پیوستگی و استواری آسمان و زمین، ولایت الهی (اهل بیت) باشد که تجلی آن را در فیزیک، گرانش می گویند.

خداوند نظام آسمان و زمین را به ستون هایی نا پیدا بر پا کرده است: «اللَّهُ الَّذي رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها» رعد، 2 و نیز : «خَلَقَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها» لقمان، 10.

در جایی دیگری بیان شده است که اهل بیت علیهم السلام اسباب سرپا ماندن آسمانند تا بر زمین فرود نیفتد: «وَ بِكُمْ‏ يُمْسِكُ‏ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ‏ إِلَّا بِإِذْنِهِ‏».[1]

خدمت امام صادق(علیه السلام) عرض کردم: آیا زمین بدون وجود امام باقی می ماند؟ فرمود: «اگر زمین بی امام شود، فرو خواهد رفت.»[2]

نتیجه آن که گرانش نیروی مقدس اتصال زمین با آسمان و اثری از اهل بیت علیهم السلام است: «أَيْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَيْنَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاء».[3]

در روایات گوناگونی در منابع شیعه و سنی آمده است که اهل بیت (ع) امان اهل زمین هستند، همان گونه که ستارگان امان اهل آسمان هستند.[4] مثلا اگر خورشید نباشد، سیارگان در مدار گرانش آن به سلامت نخواهند بود. این گرانش در اصل بر آمده از اذن الهی[5] یا همان وجود اهل بیت است:

سبط بن جوری از علمای سنی در «تذکرة الخواص» می گوید که پیغمبر اکرم(ص) فرمود: «ستارگان امان اهل آسمانند، اگر نابود شوند اهل آسمان نیز نابود می گردند. اهل بیت من نیز امان ساکنین زمین می باشند، پس اگر اهل بیت من وجود نداشته باشند اهل زمین نیز هلاک می گردند.»[6]

کارکرد جانشینان امام زمان (عج) در امنیت زمین و اهل آن

امام صادق علیه السلام: بلاها از قم و اهل آن دور شده است و زمانی می آید که «قم و اهل» آن بر آفریده ها «حجت» هستند؛ یعنی «در زمان غیبت قائم ما تا ظهور ایشان» و اگر چنین نبود، «زمین اهل خود را فرو می برد». همانا فرشتگان بی تردید بلاها را از قم و اهل آن دفع می کنند و هیچ زورگویی، قصد بدی به قم ندارد مگر این که در هم شکننده ستمگران (خداوند) آن را در هم می شکند و آنان را از قم به فاجعه یا مشکلات یا دشمنانی وا می دارد و خداوند در دوره قدرت ستمگران، حمله به قم و اهل آن را از یاد آنان می برد، آن گونه که آنان یاد خداوند را فراموش کرده اند.[7]

در روایت دیگری امام صادق علیه السلام می فرماید که کوفه از مؤمنین خالی می شود و دانش از آنجا می گریزد همان گونه که مار در سوراخ می گریزد و آنگاه دانش در سرزمینی که قم نامیده می شود نمایان می شود و قم منبع علم و فضل می شود تا جایی که در زمین کسی بی اطلاع از دین نباشد، حتی زنان پرده نشین در حجله. این مساله در نزدیکی ظهور قائم ما است[8]

پس خداوند قم و اهل آن را جانشین جایگاه حضرت حجت در زمان غیبت (حدیث اول) و به ویژه در نزدیکی ظهور (حدیث دوم) قرار می دهد و اگر چنین نبود، زمین اهل خود را فرو می برد … .

به نظر می رسد که این دو حدیث، دلیل بر مقام خاص نائب امام زمان عجل الله تعالی فرجه دارد. یعنی وجود ایشان و مقام ایمانی ایشان به گونه ای است که سبب تحقق آثاری درست در جهان می شود و اگر چنین فردی نباشد فساد در جهان رخ می دهد و جهان پیش از عصر ظهور، از هم می پاشد.

شکافتن ولایت یعنی شکاف در آسمان و چاک در زمین

اگر کسی بخشی از ولایت اهل بیت را برای نابودی هدف بگیرد، در واقع بخشی از گرانش و عامل بقای آسمان و زمین را هدف گرفته است و شکاف در ولایت سبب شکاف در زمین و آسمان و چاک در کوهها و گسست در زمین می شود.

از این رو، تلاش ابن ملجم برای کشتن امیر المؤمین و شکافتن فرق ایشان، در واقع عامل شکاف در پیوستگی آسمان و چاک در زمین و فرو پاشی کوه ها بوده است.[9]

همان گونه که حضرت زینب (س)خطاب به مردم دغلکار و دنیا طلب کوفه می فرماید که کار شما در برخورد با امام حسین علیه السلام، نزدیک بود که آسمان را بشکافد و زمین را بچاکد و کوهها را در هم فرو بشکند.[10]

اگر کسی حجت ولایت الهی بود (نه این که فقط حرفش حجت باشد، بلکه خودش حجت بود: «فإنّهم حجتی علیکم» او نیز تجلی ولایت الهی است و قصد شکاف در ولایت ایشان، نزدیک است که به شکاف در آسمان و چاک در زمین و در هم شکستگی کوه ها منجر شود. مضمونی که در دو روایت گذشته به آن تصریح شده است. لذا ولایت فقیه، چنان که اهل بیت فرموده اند، عامل فرو برده نشدن اهل زمین از سوی زمین است.

انتفاء عذاب در شهر حجت خدا

بر این اساس عذاب فراگیر بر شهری که حجت خدا در آن است، منتفی است: و چنین نبود که خداوند عذاب کند آنان را در حالی که تو در میان آنانهستی یا آنان استغفار می کنند: «وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ‏ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ‏ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ‏»[11] انفال، 33.

شاید گفته شود که رفع عذاب از مردم یا شهری اختصاص به ولایتی در سطح پیامبر و امام معصوم دارد و مربوط به ولیّ فقیه نیست. این مساله ضمن ناسازگاری با روایات پیشین، موارد نقض دیگری هم دارد:

زکریا بن آدم که یکی از یاران امام رضا بوده اند به محضر امام رضا عرض می کند که من می خواهم از قم یعنی اهل بیتم خارج شوم (تعبیر لطیفی است از قم) زیرا نادانان زیاد شده اند، امام فرمودند: چنین کاری نکن چون براستی «بلا از اهل قم به سبب وجود تو» برطرف می شود، «همان گونه» که «به سبب وجود امام کاظم علیه السلام، بلا از بغداد» دفع می شود.[12]

گسست پیوستگی و زلزله

زلزله در ارکان ولایت الهی، سبب آسیب به آسمان و زمین و کوه ها می شود. این آسیب ممکن است به سبب «آشکار شدن زنا»[13] باشد که عاملی برای ممانعت از تحقق ولایت الهی است؛ زیرا آشکار شدن زنا سبب گسترش زیاد زنا و زنازاده می شود و زنازادگی «اقتضای» دشمنی با ولایت امیرالمؤمنین و اهل بیت را دارد؛ نه این که علت تامّه آن باشد.[14] این مسأله در روایات گوناگون از اهل سنت[15] و نیز برخی مصادر شیعه[16] آمده است.

از جمله این موارد در منابع اهل سنت: «ابوبکر: رسول خدا در خیمه نشسته بود، علی و فاطمه و حسن و حسین نیز در خیمه بودند، فرمود: ای مسلمانان! هر کس با اهل خیمه دوست باشد من با او دوست هستم و هر کس با آنان دشمن باشد من با آنان دشمنم، آنان را دوست ندارد، مگر آن‌که ولادتی پاک دارد و دشمن نیست با آنان مگر آن‌که ولادتی ناپاک دارد».[17]

خوب است بدانیم که اولا هر کس که شیعه نیست، مخالف شیعه و غیر محب اهل بیت نیست و امروزه بسیاری از افراد جهان غیر شیعه هستند، اما سنی یا وهابی یا کافر هم نیستند؛ بلکه مستضعف یا گم کرده راه هستند. لذا روایتی ضعیف السندی[18] که در کافی آمده است[19] و از قول امام باقر ادعا کرده است که هر کس شیعه نیست، حرام زاده است، باید با دیگر روایات و مطالب قرآن و اهل بیت با هم فهمیده شود و تنها «عمومیت» آن را با روایات دیگر تخصیص زد.[20]

تبیین رابطه شکاف و چاک و گسست زمین با ولایت در «تکاد السماوات یتفطرن»

بیان اصل مساله روشن است. در این جا به تبیینی از مساله می پردازی. روشن شد که ولایت اهل بیت علیهم السلام و ولایت حجت آنان بر مردم، سبب آن است که زمین نچاکد و اهل خود را فرو نبرد و آسمان و زمین در مدار گرانش خود باشند. بنابراین ایجاد یا فعال شدن گسل های سیاسی بر ضد ولایت الهی، قاعدتاً سبب فعال شدن گسل های آسمان و زمین خواهد شد و پیوستگی زمین دچار گسست خواهد شد و گسل ها دچار چالش خواهند شد و زمین را خواهد لرزاند. در قرآن هنگامی که سخنی از برای تبیین امری می آید، سخن گزافی نیست.

پس وقتی حضرت «ابوتراب» علیه السلام، شکافته شدن فرق ولایت را شکافتن آسمان و چاکیدن یعنی کره خاکی» می داند یا حضرت زینب چاکیدن حریم اهل بیت به سبب بی شرافتی کوفیان را چاکیدن فرق زمین و آسمان می داند، رابطه ای واقعی را گزارش می کند. یعنی سخن از علت و معلول واقعی است نه مثل هنگامی که کسی بگوید «اگر قهر کنی، زنبق ها دق می کنند»؛ در این جا واقعاً ربطی بین شرط و جزای این جمله تهدیدی عاشقانه نیست. اما تهدیدهای خداوند و اهل بیت تبیین روابط واقعی بین پدیده ها در عالم است. پس وقتی می گوید ضربه به ولایت نزدیک است که سبب شکافتن آسمان و چاکیدن زمین و در هم شکستن کوهها شود، رابطه واقعی بین این دو مساله است که به آن اشاره شد.

شاید یکی از علل تشریف فرمایی امام خمینی از قم به تهران نیز ارتباط بلا و تهران باشد و اگر پایتخت هم منتقل بشود، احتمالا امام خامنه ای از تهران به جای دیگری نروند. بنابر این، با این که برخی مسائل نامناسب در تهران هست که قاعدتاً باید اسباب زلزله یا برخی امور دیگر بشود، به سبب اینکه مردم خوب در تهران زیاد هستند و ولیّ فقیه هم به عنوان حجت خداوند در تهران هست، بعید است زلزله ای زمین شناختی رخ بدهد و لذا پیامدهای دیگری در میان است؛ مثل گرانی و رکود و خشکسالی و دولتمردان بی لیاقت و …[21]

راه بهبود وضعیت ایمانی تهران هم در رسانه بازی نیست؛ راه در این است که مردم مؤمن با مردم نشسته بر گسل سیاسی خاندان فتنه، دست دوستی بدهد، آنها را در کوچه دوست بدارند و در بازار محبت کنند و در خانواده و خویشان کمک کنند. رسانه آن قدر مهم نیست که رفتار! امام صادق (ع): «كُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ‏ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ لِيَرَوْا مِنْكُمُ الِاجْتِهَادَ وَ الصِّدْقَ وَ الْوَرَعَ».[22] با عمل مردم را به حق دعوت کنید؛ مردم باید تلاش زیاد و راستوارگی و پرهیزکاری را از شما ببینند. عمل عمل عمل استقامت استقامت استقامت. زیادی به رسانه چسبیدیم.

——————————————————————————————————-

[1]. من لا یحضره الفقیه، صدوق، قم: انتشارات اسلامی، ج‏2، ص615.

[2]. امام صادق: «لَوْ بَقِیتِ الْأَرْضُ بِغَیرِ إِمَامٍ‏، لَسَاخَتْ‏». محمد بن یعقوب کلینی، کافی (دار الحدیث) ج1، ص 437. و نیز همان، ص 438.

«بِعِزَّتِی أُقْسِمُ وَ بِجَلَالِی یا أَحْمَدُ لَوْ بَاهَلْتَ بِک وَ بِمَنْ تَحْتَ الْکسَاءِ مِنْ أَهْلِک أَهْلَ الْأَرْضِ وَ الْخَلَائِقَ جَمِیعاً لَتَقَطَّعَتِ السَّمَاءُ کسَفاً وَ الْجِبَالُ زُبُراً وَ لَسَاخَتِ‏ الْأَرْضُ‏ فَلَمْ تَسْتَقِرَّ أَبَداً إِلَّا أَنْ أَشَاءَ ذَلِک فَسَجَدَ النَّبِی ص وَ وَضَعَ عَلَی الْأَرْضِ وَجْهَهُ ثُمَّ رَفَعَ یدَیهِ حَتَّی تَبَینَ لِلنَّاسِ عُفْرَةُ إِبْطَیهِ فَقَالَ شُکراً لِلْمُنْعِمِ شُکراً لِلْمُنْعِمِ قَالَهَا ثَلَاثاً فَسُئِلَ نَبِی اللَّهِ ص‏». …». محمد باقر مجلسی، بحار الأنوار (بیروت)، ج‏21، ص324.

[3]. بحار الأنوار، مجلسی، بیروت، ج‏99، ص107.

[4]. «قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی الْبَاقِرِ ع لِأَی شَی‏ءٍ یحْتَاجُ إِلَی النَّبِی وَ الْإِمَامِ فَقَالَ لِبَقَاءِ الْعَالَمِ عَلَی صَلَاحِهِ وَ ذَلِكَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یرْفَعُ الْعَذَابَ عَنْ أَهْلِ الْأَرْضِ إِذَا كَانَ فِیهَا نَبِی أَوْ إِمَامٌ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ ما كانَ اللَّهُ لِیعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ‏ وَ قَالَ النَّبِی ص النُّجُومُ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَ أَهْلُ بَیتِی أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ فَإِذَا ذَهَبَتِ النُّجُومُ أَتَی أَهْلَ السَّمَاءِ مَا یكْرَهُونَ‏ وَ إِذَا ذَهَبَ أَهْلُ بَیتِی أَتَی أَهْلَ الْأَرْضِ مَا یكْرَهُونَ یعْنِی بِأَهْلِ بَیتِهِ الْأَئِمَّةَ الَّذِینَ قَرَنَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ طَاعَتَهُمْ بِطَاعَتِهِ … بِهِمْ یرْزُقُ اللَّهُ عِبَادَهُ وَ بِهِمْ تُعْمَرُ بِلَادُهُ وَ بِهِمْ ینْزِلُ الْقَطْرَ مِنَ السَّمَاءِ وَ بِهِمْ یخْرِجُ بَرَكَاتِ الْأَرْضِ وَ بِهِمْ یمْهِلُ أَهْلَ الْمَعَاصِی وَ لَا یعَجِّلُ عَلَیهِمْ بِالْعُقُوبَةِ وَ الْعَذَاب» علل الشرائع، صدوق، قم: داوری، اول، ج‏1، ص123 و 124. امام باقر (ع): «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ: إِنِّی و اثْنَی عَشَرَ مِنْ وُلْدِی‏ و أَنْتَ یا عَلِی‏ زِرُّ الْأَرْضِ- یعْنِی أَوْتَادَهَا و جِبَالَهَا- بِنَا أَوْتَدَ اللَّهُ الْأَرْضَ أَنْ تَسِیخَ‏ بِأَهْلِهَا، فَإِذَا ذَهَبَ الِاثْنَا عَشَرَ مِنْ وُلْدِی، سَاخَتِ‏ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا، و لَمْ ینْظَرُوا ». محمد بن یعقوب کلینی، کافی (دار الحدیث) ج1، ص 703.

[5]. «یمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَی الْأَرْضِ إِلاَّ بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحیمٌ» حج، 65.

[6]. سبط بن جوزی، تذکرة الخواص من الامة بذکر خصائص الائمة، کردستان، 1285، ص 182.

[7]. «وَ إِنَّ الْبَلَایا مَدْفُوعَةٌ عَنْ قُمَّ وَ أَهْلِهِ وَ سَیأْتِی زَمَانٌ تَکونُ بَلْدَةُ قُمَّ وَ أَهْلُهَا حُجَّةً عَلَی الْخَلَائِقِ وَ ذَلِک فِی زَمَانِ غَیبَةِ قَائِمِنَا ع إِلَی ظُهُورِهِ وَ لَوْ لَا ذَلِک لَسَاخَتِ‏ الْأَرْضُ‏ بِأَهْلِهَا وَ إِنَّ الْمَلَائِکةَ لَتَدْفَعُ الْبَلَایا عَنْ قُمَّ وَ أَهْلِهِ وَ مَا قَصَدَهُ جَبَّارٌ بِسُوءٍ إِلَّا قَصَمَهُ قَاصِمُ الْجَبَّارِینَ وَ شَغَلَهُ عَنْهُمْ بِدَاهِیةٍ أَوْ مُصِیبَةٍ أَوْ عَدُوٍّ وَ ینْسِی اللَّهُ الْجَبَّارِینَ فِی دَوْلَتِهِمْ ذِکرَ قُمَّ وَ أَهْلِهِ کمَا نَسُوا ذِکرَ اللَّهِ.» محمد باقر مجلسی، بحار الأنوار (بیروت)، ج‏57، ص213.

[8]. «أَنَّهُ ذُکرَ کوفَةُ وَ قَالَ سَتَخْلُو کوفَةُ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ یأزر [یأْرِزُ] عَنْهَا الْعِلْمُ کمَا تأزر [تَأْرِزُ] الْحَیةُ فِی جُحْرِهَا ثُمَّ یظْهَرُ الْعِلْمُ بِبَلْدَةٍ یقَالُ لَهَا قُمُّ وَ تَصِیرُ مَعْدِناً لِلْعِلْمِ وَ الْفَضْلِ حَتَّی لَا یبْقَی فِی الْأَرْضِ مُسْتَضْعَفٌ فِی الدِّینِ حَتَّی الْمُخَدَّرَاتُ فِی الْحِجَالِ وَ ذَلِک عِنْدَ قُرْبِ ظُهُورِ قَائِمِنَا فَیجْعَلُ اللَّهُ قُمَّ وَ أَهْلَهُ قَائِمِینَ مَقَامَ الْحُجَّةِ وَ لَوْ لَا ذَلِک لَسَاخَتِ‏ الْأَرْضُ‏ بِأَهْلِهَا وَ لَمْ یبْقَ فِی الْأَرْضِ حُجَّةٌ فَیفِیضُ الْعِلْمُ مِنْهُ إِلَی سَائِرِ الْبِلَادِ فِی الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ فَیتِمُّ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَی الْخَلْقِ حَتَّی لَا یبْقَی أَحَدٌ عَلَی الْأَرْضِ لَمْ یبْلُغْ إِلَیهِ الدِّینُ وَ الْعِلْمُ ثُمَّ یظْهَرُ الْقَائِمُ ع وَ یسِیرُ سَبَباً لِنَقِمَةِ اللَّهِ وَ سَخَطِهِ عَلَی الْعِبَادِ لِأَنَّ اللَّهَ لَا ینْتَقِمُ مِنَ الْعِبَادِ إِلَّا بَعْدَ إِنْکارِهِمْ حُجَّةً. محمد باقر مجلسی، بحار الأنوار (بیروت)، ج‏57، ص213.

[9]. فرمایش امیرالمؤمنین به ابن ملجم در سحرگاه ضربت خوردن: در پی چیزی هستی که نزدیک است که آسمان به سبب آن بشکافد و زمین بچاکد و کوهها در هم بشکند: «… فَقَالَ لَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع لَقَدْ هَمَمْتَ بِشَی‏ءٍ تَكادُ السَّماواتُ یتَفَطَّرْنَ‏ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبالُ هَدًّا وَ لَوْ شِئْتَ لَأَنْبَأْتُكَ بِمَا تَحْتَ ثِیابِكَ …». بحار الأنوار، مجلسی، بیروت، ج‏42، ص 281.

[10]. «… یا أَهْلَ الْكُوفَةِ یا أَهْلَ الْخَتْلِ‏ وَ الْغَدْرِ وَ الْخَذْلِ … ‏ لَقَدْ جِئْتُمْ شَیئاً إِدًّا تَكادُ السَّماواتُ یتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ‏ وَ تَخِرُّ الْجِبالُ هَدًّاا» الإحتجاج علی أهل اللجاجف لطبرسی، نشر مرتضی، مشهد، ج‏2، ص 304.

[11]. رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمود اگر از ماجرای خدا خواندن عیسی نگران نبودم، چیزی درباره تو می گفتم که مردم خاک پای تو را به تبرک بردارند! برخی ناراحت شدند و آیه 57 زخرف نازل شد که «وَ لَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْیمَ مَثَلًا إِذا قَوْمُكَ‏ مِنْهُ‏ یصِدُّون» آنگاه یکی از مخالفین گفت اگر چنین است خدایا سنگی از آسمان بر من فرست وآیه مذکور نازل شد که تا پیامبر در جمع شماست یا امکان توبه هست، عذابی در کار نیست و پیامبر به آن فرد فرمود اگر طالب عذابی از پیش ما برو و او رفت و سنگی از آسمان فرود آمد و آیات اولیه سوره معارج نازل شد: «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ‏ لِلْكافِرینَ‏ لَیسَ لَهُ دافِعٌ مِنَ اللَّهِ‏ ذِی الْمَعارِجِ‏». كافی، کلینی، قم: دار الحدیث، ج‏15، ص149 تا 151.

[12]. «وَ عَنْهُ [احمدَ بنِ محمدٍ] عَنْ أَبِيهِ وَ سَعْدٍ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَمْزَةَ عَنْ زَكَرِيَّا بْنِ آدَمَ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا ع إِنِّي أُرِيدُ الْخُرُوجَ عَنْ أَهْلِ بَيْتِي فَقَدْ كَثُرَ السُّفَهَاءُ فَقَالَ لَا تَفْعَلْ فَإِنَّ أَهْلَ قُمَّ يُدْفَعُ عَنْهُمْ بِكَ كَمَا يُدْفَعُ عَنْ أَهْلِ بَغْدَادَ بِأَبِي الْحَسَنِ ع‏» الإختصاص، محمد بن محمد، مفید، قم، اول، 1413ق. النص، ص 87. و نیز: «وَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِیدِ عَنْ عَلِی بْنِ الْمُسَیبِ‏ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا ع شُقَّتِی بَعِیدَةٌ وَ لَسْتُ أَصِلُ إِلَیكَ فِی كُلِّ وَقْتٍ فَمِمَّنْ آخُذُ مَعَالِمَ دِینِی فَقَالَ مِنْ زَكَرِیا بْنِ آدَمَ الْقُمِّی الْمَأْمُونِ عَلَی الدِّینِ وَ الدُّنْیا قَالَ ابْنُ الْمُسَیبِ فَلَمَّا انْصَرَفْتُ قَدِمْتُ عَلَی زَكَرِیا بْنِ آدَمَ فَسَأَلْتُهُ عَمَّا احْتَجْتُ إِلَیهِ‏». همان. البته از این روایت می توان ولایت فقیه را نیز فهمید.

[13]. «عَلِی بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَیوبَ بْنِ نُوحٍ أَوْ بَعْضُ أَصْحَابِهِ عَنْ أَیوبَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یحْیی قَالَ حَدَّثَنِی بَعْضُ أَصْحَابِنَا قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ إِذَا فَشَا أَرْبَعَةٌ ظَهَرَتْ أَرْبَعَةٌ إِذَا فَشَا الزِّنَا ظَهَرَتِ الزَّلْزَلَةُ …». کافی،کلینی، دار الحدیث، ج 4، ص 258. تهذیب الأحكام، شیخ طوسی، تحقیق خرسان، ج‏3، ص 148. الخصال، شیخ صدوق، قم، اول، ج‏1، ص242. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، قم، دوم، ج‏1، ص524.

[14]. «ام سلمه گفت: از رسول خدا(ص) شنیدم که به علی(ع) می‌فرمود: «تنها سه گروه تو را دشمن دارند: ولد زنا، منافق‏ و کسی که مادرش در حال حیض به او حامله شده باشد». شیخ صدوق، علل الشرائع، ج 1، ص 142، کتاب فروشی داوری، قم، چاپ اول، 1385ش.

[15]. پیامبر خدا(ص) درباره امام علی(ع) فرمود: «ای مردم! فرزندان خود را با محبّت علی بیازمایید؛ زیرا علی هرگز به گم‌راهی فرا نمی‌خوانَد و از راه راست، دور نمی‌شود. پس، هر یک از فرزندان شما علی را دوست داشت، از شماست و هر کدام او را دشمن داشت، از شما نیست». ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج 42، ص 288، دار الفکر، بیروت، 1415. ابن جزری، شمس الدین محمد بن محمد، مناقب الأسد الغالب مُمزق الکتائب ومُظهر العجائب لیث بن غالب أمیر المؤمنین أبی الحسن علی بن أبی طالب (رضی الله عنه)، محقق: طنطاوی، طارق، ص 19، مکتبة القرآن، بی‌جا، چاپ اول، 1994م.

[16]. پیامبر خدا(ص) به امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود: «ای علی! هر که مرا و تو را و امامان از نسل تو را دوست بدارد، باید خدا را بر حلال‌زادگی خود، ستایش گوید؛ زیرا ما را دوست نمی‌دارد، مگر حلال‌زاده و ما را دشمن نمی‌دارد، مگر حرام‌زاده» شیخ صدوق، الأمالی، ص 475، کتابچی، تهران، ششم. اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، محقق و مصحح: رسولی محلاتی، هاشم، ج 1، ص 401 – 402، نشر بنی هاشمی، تبریز، چاپ اول، 1381ق. شیخ صدوق، علل الشرائع، ج 1، ص 142، کتاب فروشی داوری، قم، چاپ اول، 1385ش.

[17]. طبری، أحمد بن عبد الله، الریاض النضرة فی مناقب العشرة، ج 3، ص 154، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ دوم، بی‌تا.

[18]. «علی بن عباس جراذینی رازی» غالی و جدا ضعیف معرفی شده است». نجاشی، رجال النجاشی، ص 255، تحقیق : شبیری زنجانی، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، پنجم،. و نیز تقی الدین حسن حلی، رجال ابن داود، ص 261، منشورات المطبعة الحیدریة، نجف. و … .

[19]. «عَلِی بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِی بْنِ الْعَبَّاسِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیدٍ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ قُلْتُ لَهُ إِنَّ بَعْضَ أَصْحَابِنَا یفْتَرُونَ وَیقْذِفُونَ مَنْ خَالَفَهُمْ فَقَالَ لِی الْكَفُّ عَنْهُمْ أَجْمَلُ ثُمَّ قَالَ وَاللَّهِ یا أَبَا حَمْزَةَ إِنَّ النَّاسَ كُلَّهُمْ أَوْلادُ بَغَایا مَا خَلا شِیعَتَنَا».

[20]. ین هم یک حدیث جالب: ابوالحسن مسعودی می‌نویسد که پیامبر خدا فرمودند: «… إذا كان یوم القیامة دُعِی الناس بأسمائهم و اسماء أمهاتهم ستراً من اللّه علیهم، إلا هذا وشیعته فإنهم یدْعَوْنَ بأسمائهم وأسماء آبائهم لصحة ولادتهم. مروج الذهب، مسعودی، ج 1، ص 347.

[21]. پیامبر (ص): «إِذَا غَضِبَ اللَّهُ تَعَالَی عَلَی أُمَّةٍ ثُمَّ لَمْ ینْزِلْ بِهَا الْعَذَابَ غَلَتْ أَسْعَارُهَا وَ قَصُرَتْ أَعْمَارُهَا وَ لَمْ یرْبَحْ تُجَّارُهَا وَ لَمْ تَزْكُ ثِمَارُهَا وَ لَمْ تَغْزُرْ أَنْهَارُهَا وَ حُبِسَ عَنْهَا أَمْطَارُهَا وَ سُلِّطَ عَلَیهَا أَشْرَارُهَا». من لایحضره الفقیه، صدوق، قم، دوم، ج‏1، ص524.

[22]. مجلسی، بحار الانوار، بیروت، ج 67، ص 309.

درباره ی مدیر

همچنین ببینید

بصیرت و تهذیب مقدس اردبیلی و خاطره نگاری خاصّ آیت الله شبیری

تراز اخلاق و بصیرت مقدس اردبیلی «شیخ بهایی با شاه عباس یک سفری مشرف می شوند ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *