خانه - فقه سیاسی - یادداشت سیاسی - اربعین، علائم شیعه و نمادگرایی شیطانی

اربعین، علائم شیعه و نمادگرایی شیطانی

اربعین چهلمین روز از بزرگترین فاجعه تاریخ بشر در کربلا و قتل سید الشهداء است. اینک زینب در چهل روز فراق سنگین سوخته است و حالا اگر تازیانه ای بر زینب فرود آید، گرده تازیانه خواهد سوخت.

در روز اربعین حضرت زینب، کاروان ماتم را بر سر قبر سید الشهداء آورد و این نخستین زیارت اربعین برای امام حسین (ع9 بود. سوز زینب در این چله جگر سوز به گونه ای بود که شاید باعث شد زیارت اربعین، بر خلاف زیارت امیرالمؤمنین یا زیارت حضرت زهرا یا حتی زیارت عاشورا، یکی از پنج علامت مؤمن قرار گیرد تا مؤمنین، هر ساله اربعین را به قیامتی سی چهل میلیونی تبدیل کند.

بحث جامعه شناسی کلامی ارتباطات؛ علائم شیعه و نمادگرایی شیطانی

وقتی خداوند حضرت آدم را به جانشینی خود بر زمین معرفی کرد، شیطان مخالفت کرد و از درگاه خداوند رانده شد، آنگاه به دشمنی شدید با آدم و فرزندانش پرداخت و به زودی شروع به یارگیری کرد. اما شیطان چیزی نداشت که خود را با آن تداعی کند؛ زیرا آفریدگار جهان و هر چه در آن بود، خدا بود. همه چیز علامت (آیه) خدا بود و مثل آینه ای او را تداعی می کرد.

در این جا شیطان برای پر کردن خلأ خالقیت خود، دست به ایجاد نمادهایی جعلی به عنوان آفریده های خود زد. چیزهایی که در برابر آفریده های خداوند قرار بگیرد و مردم نیز آن را منشأ اثر بپندارند. اما خداوند نیاز به نماد ندارد، هر جا که بنگری نشانی از خالقیت وی است.

بزرگترین دستاورد شیطان در راستای ایجاد مخلوقات جعلی و نمادها، «بت تراشی» برای «بت پرستی» بود؛ این باور که بت ها منشأ اثر گذاری در عالم هستند و مثلاً انسان را به خداوند نزدیک می کنند.[1]

از آنجا که نمادها موجودیتی جعلی دارند و نه تکوینی و واقعی، منشأ اثر ادعا شده نیستند و تنها نمادهایی در راستای تحقق هوس های شیطانی است. تا دست شیطان در داشتن چیزهایی که نشانه وی باشند، تهی نباشد.[2]

اما آیه های الهی که خود ایشان آفریده است یا اموری که بر اساس حکمت الهی ایجاد شده است، نماد نیستند، بلکه خود یک اصل هستند؛ مانند خورشید و ماه که سبب تأثیرات واقعی در عالم می شوند. از جمله این امور واقعی و بسیار مؤثر، زیارت اربعین است که علامت و آیه مؤمن بودن کسی است نه «نماد» ایمان داشتن.

مساله کردن چیزی که مساله نیست و نامساله سازی چیزی که مساله است

پیچیده ترین ترفند رسانه های باطل، و نهفته ترین خطای انسان های خوب، مساله کردن چیزی است که مساله نیست و نامساله سازی چیزی که مساله است.

فرض کنید که کسی هولوکاست را قبول ندارد، اما شبکه بی بی سی به عنوان بزرگترین حامی صهیونیزم به وی اعلام می کند که حاضر است با شما مصاحبه کند و پیام مخالفت شما با هولوکاست را به همه جهان برساند و چنین هم می کند. اکنون شما بگویید که برنده کیست؟

برنده کسی است که چیزی که شما آن را یک مساله نمی دانید، با بیان خود شما به یک مساله تبدیل کرده است. زیرا اگر فقط سخن موافقان را بیان کند، حنای شان رنگی نخواهد داشت و با بیان موضع مخالفان، «مساله» بودن این چیز به رسمیت شناخته می شود. البته پس از ان بی بی سی چندین برابر مخالفان، نظراتی به اسم موافقان منتشر می کند تا هم رسانه ای آزاد و منصف در بیان نظر مخالفان مطرح شود و هم هر دو هدف خود را به دست آورد: اول مساله کردن چیزی که به نظر شما مساله نیست و ثانیاً اثبات نظر خود که بر خلاف نظر شما است.

متأسفانه برخی برادران مؤمن هم به نمادپژوهی شیطان پرست ها و صهیونیست های می پردازند؛ غافل از این که این کار یعنی مساله کردن این امر بی ارزش و از سویی، معرفی آفریده های جعلی به مردم به عنوان آیه های شیطان. نمادهایی که اگر شما معرفی نکنید، ارزشش را عملاً از دست می دهد؛ زیرا ارزش تکوینی و حقیقی ندارد که با ندانستن مردم، اثر خود را بکند و تنها اثر سابجکتیو و موهوم دارد که شما با معرفی این نمادها، معناداری آن (که رابطهای جعلی بین آن پدیده با تداعی شیطان است) را در جامعه ایجاد می کنید؛ یعنی شما دقیقاً می شوید سرباز صهیونیزم.

اما از سوی دیگر، شیاطین در صد نامساله سازی چیزی هستند که حقیقتاً مساله و منشأ اثر است. ابتدای انقلاب ایران، برخی رسانه های غربی از امام خمینی اسم می آوردند و از ایشان بد می گفتند، اما بعداً متوجه شدند که هر چند بر خلاف مثلا ما در باره بی بی سی، افراد بیشتری در غرب نبودند که نظر خوبی درباره ایشان بدهند، اما خود این کار یعنی مساله کردن امام خمینی.

آنان درباره امام خامنه ای تلاش کردند که حتی سخنی بدی هم مستقیماً به وی نگویند تا به کلی در سانسور و سکوت بماند. یا با عناوینی کلی مطالبی را درباره وی بیان کنند. لذا نامه ایشان به جوانان غربی را نیز به سانسور می کنند.

اما نمونه بارز اشتباهی که رسانه ها و استراتژیست های غربی در حال ارتکاب آن هستند، اسلام هراسی است. آنان در واقع به دلیل عصبانیت، فراموش کرده اند که دارند دست از نامساله سازی اسلام می کشند. درست است که در کوتاه مدت اثراتی دارد اما در میان مدت و بلند مدت، فرمان همه رسانه ها در اختیار آنان نیست و وقتی چیزی مساله شد و مردم را از آن هراساندید، آنان پس از انفعال هیجانی اولیه، به سرعت به مطالعه آن رو می آورند و کسی مثل امام خامنه ای از این فرصت استفاده می کند و به جوانان غرب نامه می نویسد که اکنون که خود غرب اسلام را مساله برجسته کرده است و شما در پی شناخت آنید، لطفا از منابع اصلی آن استفاده کنید نه منابع جعلی.

البته قابل توجه است که حتی در کوتاه مدت و پس از ماجرای مشکوک یازده سپتامبر، فروش قرآن در آمریکا به شدت رشد کرد!

اما درباره زیارت امام حسین در اربعین که یکی از علائم مؤمن است، باید گفت که: اولاً منشأ اثرات بسیاری است و همین اجتماعات باعث شد که سوریه به دست تروریست ها فتح نشود، وگرنه مقصد بعدی لبنان و عراق و اردن و سپس اروپا بود؛ در واقع اروپا اولین دوست آنان و آخرین دشمن و قربانی آنان خواهد بود. قدرت زیارت اربعین و پیاده روی های اربعین و اجتماعات حسینی دقیقاً بیشتر از قدرت روسیه و حتی تمام کشورهای غربی و عربی است. روسیه می خواست اکراین سقوط نکند، اما با یک باد مخالف سقوط کرد؛ اما همه کشورهای مرتجع و خائن عرب و نیز غرب و آمریکا و ترکیه در پی سقوط سوریه بودند اما با توفان و حتی سونامی داعش هم سقوط نکرد. چرا؟ چون مردمان حسینی و اربعینی پشت سوریه بودند.

پس اولاً جریان حامی سوریه قوی تر از همه هیمنه روسیه است و ثانیاً این جریان قوی تر از تمام هجوم های سازمان دهی شده غرب و عرب و وحشیگری داعش است. این یعنی قدرت اربعین!

با این که این، یک مساله واقعی و تا این سطح اثر گذار در معادلات قدرت جهانی است، رسانه های غربی برای نامساله سازی آن به شدت دست به سانسور میزنند. رسانه هایی که اجتماع 40 مزدور خود در یک جای جهان را چهارصد بار گزارش می کنند، یک اجتماع خودجوش و نه مزدورانه و چهل میلیونی آن هم در میان تهدیدات خونبار تروریست ها را به تیغ سانسور می سپرند. اما در یک کلام حضرت زینب به امپراطوری رسانه ای زمان خود که طرح خاور میانه بزرگ شیطانی را پیاده کرده بود و قدرت بلامنازعه جهان در آن زمان بود، دقیقاً در مجلسی که برای تحقیر وی در دربار بنی امیه بر پا کرده بودند گفت «تمام آنچه در توان دارید را به کار ببرد به خدا سوگند که آوازه ما و کربلا را نمی توانید به فراموشی بسپارید»!

اکنون نخست وزیر مجارستان به گونه ای باورنکردنی، صراحتاً از فروپاشی معنویت و خانواده و امنیت در غرب سخن می گوید و از رویکرد غرب به شرق، در حضور امام خامنه ای پرده بر می دارد این یعنی قدرت نمایی کربلا و عاشورا و اربعین.

به نظر ما پیغام پوتین در هدیه قرآن به نائب امام زمان رفتار صریحتری بود که با پشتوانه یک سال و نیم خدمت در جبهه مقاومت سوریه، نشان از بی ریا بودن آن دارد؛ این رفتار روسیه در واقع در پی تدریس عملی نامه امام خمینی به گورباچف از سوی رهبر ایران در طول سالیان گذشته و با دیپلماسی شرافتمندانه بوده است و بسیار معنا دار است.

درست است که «باطل با ترک ذکرش، فراموش» می شود و ما باید درباره نمادهای شیطانی چنین کنیم، اما حق با ترک ذکرش فراموش نمی شود؛ خفاش ها هرگز خورشید را به مسلخ تاریک برده اند؟!

[1]. «وَ الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى‏» زمر، 3.

[2]. «إِنْ هِيَ إِلاَّ أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ». نجم، 23.‏

درباره ی مدیر

همچنین ببینید

ابرکاوی تراز لحن اسلامی سخن و نقد استانداردهای غربی نشریات علمی

درآمد ما در قرآن عباراتی مثل «فی قلوبهم مرض» می بینم؛ یعنی در دل های ...

4 دیدگاه

  1. باسلام

    طیب الله

    حضور کاروان اسرای کربلا در روز اربعین در کربلا ، بعید است.

    • سلام
      اجمالا با شبهات آن آشنا هستم. ولی یکی از فضلا بررسی کرده بود و بنده با اعتماد به بررسی ایشان مطلب را نوشتم.

  2. سلام
    خیلی ممنونم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *