خانه - فقه سیاسی - یادداشت سیاسی - هیأتهای دیپلماتیک اصلند یا هیأتهای عزاداری؟ رابطه دیپلماسی عمومی و عزای عمومی

هیأتهای دیپلماتیک اصلند یا هیأتهای عزاداری؟ رابطه دیپلماسی عمومی و عزای عمومی

رسانه عمومیعزای عمومی، دیپلماسی عمومی است، اما برای کسانی که زینب را رسانه میدانند و هیأتهای عزاداری را هیأت دیپلماتیک حقیقی میدانند؛ نه کسانیکه عزاداری را یک کار مستحب دانسته، جای آن را در خرابه های شام یا کوچه های پایین شهر میدانند، نه در وزارت خارجه و  سفارتخانه.

سرّ نی در نینوا میماند اگر زینب نبود    کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود

بزرگترین رسانه تاریخ آفرینش را حضرت زینب بنا نهاد و همه غول های رسان های مدرن در برابر آن غوکی بیش نیستند. زینب حقیقتاً سوخت و دود از زمین رسانده به گردون.

راهبرد حضرت زینب چه بود که کربلا در کربلا و سر نی در نی نوا نماند؟ «اعلام عزای عمومی» تا پر کردن تمام ذرات عالم از اشک برای کربلا و عبور از پوسته به عمق ماجرا؛ چون حسین (ع) «قتیل العبرات» بود. کار زینب آن قدر می گیرد که امام زمان عج هم با علمی که زینب برافراشته است، خود را معرفی می کند؛ آیا این کار زینب تدبیر نیست؟ آیا نباید به آن امید بست؟

سوزی در درون زینب است که تا همه جهان را مثل سپند جهان (جهنده) نکند و ارکان عرش را به تلاطم در نیاورد، آرام نخواهد گرفت: آل نبی چو دست تظلم برآورند   ارکان عرش را به تلاطم درآورند

راز آن هم در آتشی است که در دل زینب بر پا شد و قرآن ترین سخن بشر را در پی داشته است: «امان از دل زینب». سوز زینب ابدی و شاید هم سرمدی است؛ چونان که امیرالمؤمین در فاجعه شهادت زهرا (س) فرمودند: «اما حزنی فسرمد».

گدازه هایی که از جگر زینب تا اعماق هزاران سال کیهانی در فضا پرتاب شد، کوه های دل سوخته را به سوز و گدازه وا داشت تا هر سال و بلکه «کل یوم»، عاشورا را پرده پرده به «تعزیه» و شبیه خوانی برآیند و کوه های روضه خوان، خون علی اصغر را دائماً به آسمان فوران کنند تا همه عالم بدانند که کوهها هم «هیأتی» هستند.

برای «فیلم» ندای آشوب 88، رسانه های کاغذی و دروغین غرب و دُم باله های داخلی آن می خواستند «که آشوب در تمامی ذرات عالم» به پا کنند! اما برای شهدای «منا» دیپلماسی خفقان گرفته اند.

بی تدبیرها فکر می کنند که اگر در برابر پشته کشته ها سکوت کنند، دیپلماسی تنش زدایی به خرج داده اند؛ در حالی که آمریکایی ها از کشته نداشته پشته درست می کنند. اگر می خواهید تدبیر را آمریکایی هم بفهمید، خفقان راهش نبود!

بروید مثل امام خامنه ای شاگرد مکتب حضرت زینب و کوه آتشفشان کربلا باشید تا سرّ هیچ نیی در نینوا نماند و مظلومیت صدها مسلمان در منا دفن نشود.

این یک عرف اجتماعی یا تعارف دیپلماتیک نبود که امام خامنه ای سه روز عزای عمومی اعلام کردند! اگر مسؤولین و مردم واقعاً همین استراتژی زینبی (س) امام خامنه ای را پی گیری می کردند، چه می شد؟ مگر می شود 70 میلیون نفر عزادار باشند و بسوزند و ببارند و سیاه بپوشند و با همه وجود بر ضد آل سعود رسانه شوند و ستون های جبرگرایی و قدریه مسلکی معاویه صفتانه آل سعود را هیچ «مختار»ی نلرزاند؟

اعلام عزای عمومی و عزادار بودن در فاجعه منا، یک ضرورت است و زنده نگه داشتن نفرت از آل سعود و شیطان بزرگ حامی وی، و سنگ رسانه ای بر هویت این شیاطین زدن، یک واجب شرعی و خونخواهی از شهدای منا و یمن و عراق و سوریه، فلسطین و لبنان، و کاری ابراهیمی است.

محرم رسانه است، عزای عمومی مترقی ترین و مؤثرترین دیپلماسی عمومی است، عاشورا رسانه است، مِنا رسانه است، اما برای کسانی که زینب را رسانه می دانند و هیأت های عزاداری را هیأت دیپلماتیک حقیقی می دانند؛ نه کسانی که درس دیپلماسی را در مکتب غرب و محدوده کنوانسیون 1961 وین آموخته اند و عزاداری را اگر وقت داشته باشند یک کار مستحب و دارای ثواب اخروی می دانند و جای آن را در خراب های شام یا کوچه های پایین شهر می دانند نه در ساختمان وزارت خارجه و آکادمی های علمی! و فکر می کنند که تدبیر آن است در برابر توحش سعودی ها رام و آرام باشند و با دیپلمات ها عکس یادگاری بگیرند.

درباره ی مدیر

همچنین ببینید

ابرکاوی تراز لحن اسلامی سخن و نقد استانداردهای غربی نشریات علمی

درآمد ما در قرآن عباراتی مثل «فی قلوبهم مرض» می بینم؛ یعنی در دل های ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *