خانه - فقه سیاسی - یادداشت سیاسی - خیر یا شرّ بودن سرشت انسان

خیر یا شرّ بودن سرشت انسان

فطرت شاکلهخیر یا شر بودن سرشت انسانی سه معنا می تواند داشته باشد:

آ. خیر یا شرّ اصیل و فی نفسه؛ یعنی صرفاً از آن جهت که یک آفریده است، خیر است یا شرّ؟ هم از نظر فکری (به دلیل عدمی بودن شرّ) و هم از نظر نقلی (الَّذي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَهُ؛ سجده، 7) باید گفت که هر موجودی که آفریده شده است، وجودش خیر است.

ب. خیر یا شرّ نسبی؛ یعنی نسبت به برخی موجودات دیگر که مقایسه شود، برای آن موجودات خیر است یا شرّ؟ مثلاً زهر مار برای مار مطلوب است؛ ولی برای مارگزیده نامطلوب [البته اگر مطلوب را خیر بدانیم و نامطلوب را «شرّ» معنا کنیم].

ج. خیر یا شرّ ارزشی؛ یعنی سبب تولید ارزش و مصالح در جهان می شود یا سبب تولید ضد ارزش و مفاسد؟ این نوع خیر یا شرّ وصف عمل اختیاری است.

منظور از خیر یا شرّ بودن سرشت انسان چیست؟ اگر خیر اصیل مراد باشد، قطعاً سرشت انسان خیر است و اگر خیر نسبی مطرح باشد، قطعا نسبت به برخی مطلوب و نسبت به برخی نامطلوب خواهد بود [البته اگر مطلوب و نامطلوب را بتوانیم معنای خیر بدانیم]. اما اگر خیر اخلاقی مراد باشد، باید دید که انسان یاد شده چه می کند؟ اگر کار نیک انجام دهد ارزش و خیر اخلاقی تولید کرده است و اگر کار بدی انجام دهد، ضد ارزش و شرّی به وجود آورده است.

اما اگر گفته شود که بالاخره در عمل، سرشت انسان او را به سوی شر می برد یا خیر، چه باید گفت؟ ابتدا باید گفت که اگر منظور این است که سرشت، انسان را به سمت خوبی یا بدی ببرد، به عدم اختیار رسیده ایم و لذا نمی توان چنین فرد یا کارش را متصف به خیر و شرّ اخلاقی برآمده از فعل اختیاری دانست.

اما اگر منظور این است که سرشت سبب سطحی از کشش به خوبی یا بدی بشود ولی نه در حد سلب اراده، باید گفت که برخی می گویند مایه شرارت در انسان بیشتر است و لذا بیشتر به سوی شرّ می رود، مگر این که اتفاق خاصی بیفتد: «بَلْ يُريدُ الْإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ» قیامة، 5. برخی می گویند که مایه خیر در انسان بیشتر است و به سوی خیر می رود؛ مگر این که چیزی مانع شود: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّه»؛ روم، 30. برخی بر آنند که کشش سرشت انسان به خوبی و بدی در وضعیت تساوی قرار دارد و انسان در وضعیتی کاملاً متساوی الطرفین، تصمیم می گیرد که خوب باشد یا بد. اما دیدگاه چهارم که به نظر درست می رسد آن است که ضریب کشش به خیر و شرّ در انسان های گوناگون متفاوت است؛ اما در هر حال، در حد اجبار به خوب یا بد بودن نمی رسد. میزان کشش به خیر در برخی از انسان ها بیشتر است و در برخی دیگر میزان کشش به شر و در برخی هم ممکن است که مساوی باشد.

به هر روی، تمایلات انسان همگی برانگیزنده به سوی چیزی است که اگر چنین تمایلی نباشد، خلقت انسان ناقص است؛ پس همگی «خیر اصیل» هستند و نمی توان گفت که عوامل برانگیزاننده به شهوت یا غضب بد است؛ بلکه بدی، در به کارگیری نامناسب از آنها است.

چکیده مطالب علامه مصباح یزدی در کتاب پيش‌نيازهاى مديريت اسلامى، ص117 تا 133. قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1391.

درباره ی مدیر

همچنین ببینید

ابرکاوی تراز لحن اسلامی سخن و نقد استانداردهای غربی نشریات علمی

درآمد ما در قرآن عباراتی مثل «فی قلوبهم مرض» می بینم؛ یعنی در دل های ...

2 دیدگاه

  1. سلام آقای امامی
    مطلب خوبی بود. البته روایات درباره سرشت و طینت خیلی زیاد و صریح است و خوب بود آنها را بررسی می کردید. و الا ظاهر آنها موهم جبر است.
    در قسمت اخبار وبلاگم به این مطلب لینک دادم.
    یا حق

    • سلام اقا روح الله
      من کار مفصل و متمرکزی روی این مساله نکرده ام. ببخشید. ممنون از لطف شما.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *